۱۳۹۰ بهمن ۶, پنجشنبه


فیلم جدایی " سیمین از نادر" به مشکلات زنده گی دو زوج جوان می پردازد که به بهانه ی جدایی سیمین از نادر وارد زنده گی همدیگر می شوند . از این دو زوج  ، سیمین و نادرمتعلق به طبقه متوسط شهرتهران اند( نادر بانکدار و سیمین معلم مدرسه است ) که وضعیت زنده گی مطلوبی دارند و با ترمه  دختر نوجوان شان خوشبخت می باشند. اما اختلاف نظری که برسررفتن به خارج برای ادامه زنده گی ، باعث جدایی سیمین از نادر می شود ، پای زوج جوانی را که زنش به حیث کارگر خانگی وارد خانه سیمین و نادر می شود ، به ماجرا باز می کند . زن کارگر حامله است و با دخترخردسالش به کارخانه می پردازد. او با روحیه مذهبی که دارد در رسیده گی به پدر علیل نادر دچار تشویش وجدانی می شود اما به هر حال بنا بر مشکلات اقتصادی شوهرش ، مخفی از شوهرش ، به کار ادامه می دهد. نقطه عطف ماجرا از آنجا شروع می شود که زن کارگر دریکی از روزها از پیرمرد غافل می شود تا آنکه پیرمرد به خیابان می رود ، وقتی زن می رود که او را برگرداند ، دچار سانحه ترافیکی شده  و طفل چهارماهه اش سقط می شود . زن روز بعد با بستن پیرمرد به تخت خواب ، وظیفه خانگی اش را ترک کرده و به پزشک مراجعه می کند ولی از بخت بد او نادر و دخترش دراین موقع به خانه برمی گردند و پدربزرگ را درحالت وخیم در خانه تنها می یابند . هنگامی که زن کارگر به خانه بازمی گردد ، نادر برسر او قهر می گیرد ، او را بی مسئولیت خوانده اتهام دزدی می زند و از خانه خارج می کند . در صحنه بعد زن کارگر طفل چهارو نیم ماهه اش سقط شده و وقتی سیمین و نادر برای احوالگیری به شفاخانه می روند، ماجرای اخراج خشونت بار زن حامله توسط نادر برملا و نادر متهم به قتل طفل چهارو نیم ماهه به دادسرا کشانده می شود ...

دراین ماجرا با سکوت زن کارگر در مورد حقیقت قضیه ، هر دو مرد درصدد دادخواهی بر می آیند . شوهر زن کارگر در پی محکوم کردن نادر است و نادر با انکار اینکه از وضعیت حاملگی زن خبرداشته ، ماجرای بیرون انداختن زن را به طوری که منجر به سقط جنین شده باشد ، رد می کند . از سوی دیگر نادر نیز به نوبه خود از زن کارگر شکایت می کند ، زیرا پدرش در اثر بی مسئولیتی زن کارگر ،توانایی صحبت کردن  را از دست داده است . دراین میان سیمین که درپی طلاق ازنادر در خانه ی پدری اش به سر می برد ، نگران دخترش است و تنها کاری که برای فیصله دادن قضیه می کند گرو گذاشتن یک سند برای آزادی شوهرش و وساطت برای پرداخت یک غرامت قابل قبول برای طرفین است . اما بالاخره در هنگامی که درحضور سیمین و نادر و شوهر شاکی و طلبکاران اش ، قرار بر پرداخت غرامت می شود ، نادر از زن کارگر می خواهد که دست برقرآن گذاشته و قسم بخورد که علت سقط جنین بدرفتاری او بوده . دراین لحظه زن دچار عذاب وجدان شده و از اینکار خودداری می کند . آبروریزی ناشی از این خودداری ، باعث می شود که شوهرش از خانه خارج شود و انتقام گیری از نادر را با شکستاندن شیشه موتر نادر جبران کند .

مسئله برجسته دراین داستان این است که طرفین قضیه آنقدر دچار شتاب هستند که برای رسیدن به عدالت و یا تامین عدالت ، هیچ کس منتظر دیگری نمی ماند و صحنه آخر فیلم با جدایی سیمین از نادر و اشک های دختری که باید ماندن با یکی از والدین اش را انتخاب کند ، تمام می شود . تنها کسی که در کارهایش شتاب ندارد ، پدر علیل نادر است که حتی در روزهای واپسین زنده گی اش علاقمند به خواندن روزنامه است و ظاهر آراسته و پیراسته اش توسط اطرافیانش حفظ می شود :

سیمین نمی خواهد دخترش در شرایط نامساعد کشور بزرگ شود . او فرصتی برای ادامه زیستن با خانواده در کشورش نمی بیند . او عجله دارد که خانواده اش را از وضعیت بد نجات دهد و اگر شوهرش دراین راه مانع است ، او را هم پشت سرمی گذارد . او وقت شنیدن به علایق ترمه  و  رسیده گی به پدرشوهرش را ندارد .
نادر در برخورد با بی مسئولیتی زن کارگر سر از پا نمی شناسد و بدون ثبوت زن را متهم به دزدی می کند . او زن کارگر را از خانه بیرون می اندازد و حتی می گوید که حق دارد با لگد اینکار را بکند . نادر نیز وقت گوش کردن به حرف های دخترش ندارد و اگر به حرف های او گوش می کند درحالتی است که دخترش را زیر فشار اخلاقی گذاشته است .

زن کارگر می خواهد با کارکردن در خانه دیگران ، به شوهرش مدد برساند ولی فرصت گفتن این را به او ندارد . او نمی تواند از حیثیتی که شوهرش به عنوان یک زن خانه دار برای او در نظر گرفته قدم به بیرون بردارد . او حتی در شتاب نفس گیر مشکلات زنده گی علی رغم داشتن روحیه پرهیز کار مذهبی ، جرات و فرصت گفتن حقیقت را به دیگران ندارد . او عجله دارد ، زیرا نمی تواند به موقع برسرکار حاضر شود .
و بالاخره شوهر زن کارگر ، در کشمکش با ناکامی ها و نداری هایش نماینده ای از ادبیات کوچه و بازار است که همیشه زیر پای شده و کسی صدایشان را نشنیده است . او را طلبکارانی تعقیب می کنند که فرصت هرگونه حرکت به سمت زنده گی بهتر را از او گرفته اند .
 درچنین وضعیتی است که بیرون رفتن پیرمرد از خانه برای دیدن روزنامه ها فاجعه می آفریند .
وضعیت حاکم در فیلم جدایی سیمین از نادر بیانگر واقعیت ها و حقایق زنده گی در یک کلان شهر است . زنده گی که شرایط زمانی و مکانی را برای انسان ها فشرده می سازد . انسانها در کلان شهرها در ذیقی وقت و فضا باید تصمیم بگیرند . آنها مجبوراند که برای داشتن یک چیز از چیز دیگر بگذرند . ساخت و پرداخت فیلم در به تصویر کشیدن داستان خوب است .

۱ نظر:

  1. عرض سلام واحترام وتشکر خدمت دوست عزیز عرفانی
    نقدی که نوشته ای من احساس میکنم که بیشتر جنبه توصیفی دارد تا اینکه به دنبال چراهاو علت ها باشد. بحرحال چون مادر آغاز کارهستیم موفقیت های مذیدی تانرا ازخدا خواهانم.
    فایض

    پاسخ دادنحذف