۱۳۹۰ بهمن ۶, پنجشنبه

ظهور فردگرایی در شهر کابل

علی میرزایی

با وقوع انقلاب صنعتی و همچنان ظهور دوره رنسانس در قرن هفدهم و هیجدهم دراروپا، مسیر تاریخ بشر بکلی دست خوش تغییرات عظیم گردید بشری که تا قبل از آن خود را اسیر و  ناتوان در برابر نیروی طبیعت  احساس میکرد به مدد گسترش علم و پیشرفت تکنیک های نوین زندگی توانست به تحولات فکری عمیقی دست یابد. پیشرفت علوم مختلف سبب گردید که بشر به جای متوسل شدن به نیروهای فرازمینی و غیبیٰ، به خود متکی شده  تا پرده از رازهای جهان اطراف خود بردارد...
گسترش علم این امکان را برای انسان فراهم ساخت تا بتواند مسائل و پرسشهای مهم پیرامون خویش را از طریق روشهای علمی و تجربی حل و فصل نماید. تفکر که ریشه همه این تغییرات را تشکیل میداد پس از عصر روشنگری، تحولات عظیمی را درخود مشاهده کرد به گونه که بسیاری از نظام های اندیشه  و صورت های معرفت گذشته را به چالش کشانید. علاوه برتغییرات در سطح آگاهی بشر، تغییرات عمده ای در سطح مادی نیز نمایان گردید که آثار و تبعات آن را میتوان در تمام عرصه های زندگی بشر مشاهده کرد. یکی از این تحولات عظیم که به واسطه تغییر در آگاهی و همچنان بعد مادی زندگی بشر پدیدار گردید، تغییر و تحول در خود جوامع بود ، همه تغییرات اعم از مادی و معنوی کمک کرد تا صورت خاصی از جوامع که به جامعه مدرن معروف است در طی این چند قرن اخیر ظاهر گردد. جامعه مدرن در نقطه مقابل جامعه سنتی قرار دارد . در این جوامع ویژگی ها  خصایصی وجوددارد که آن را از جوامع سنتی مجزا میسازد. گسترش تقسیم کار اجتماعی و تخصصی شدن، فردگرایی از جمله این خصایص بشمار میرود
همانطوری که در بالا به آن اشاره شد،  یکی از خصایص و ویژگی های جوامع مدرنفردگرایی است که نظیر ان را نمیتوان در جوامع سنتی مشاهده کرد. فردگرایی در خلاصه ترین معنای آن این است  که فرد به اساس نیت و خواست خویش عمل کرده و کمتر به خواست و نیت های دیگران تن در میدهد. بطور کلی  میتوان اینگونه بیان کرد که به هر میزان که جامعه از حالت سنتی خود به سمت مدرنیته گذار نماید، فردگرایی به همان میزان درآن رشد و گسترس می یابد بنابراین با بررسی و سنجش میزان رشد فردگرایی در جامعه میتوان به این امر پی برد که جامعه به چه میزان از پوسته گذشته و سنتی خویش جدا شده و به وادی مدرنیته وارد شده است . با نگاهی گذارا میتوان  اثرات و پیامدهای  فردگرایی را در هرلحظه و در همه جا در این جوامع ، به وضوح مشاهده کرد. فردگرایی در جوامع مدرن به چنان جایگاهی میرسد که تصور جامعه مدرن بدون وجود و تجلی آن در تمامی جنبه های و عرصه های زندگی بشریی امری ناممکن بنظر میرسد. نقطه مقابل فردگرایی جمع گرایی است که از ویژگی و خصیصه جوامع سنتی بشمار میرود. در این جوامع برخلاف جامعه مدرن افراد کمتر در صدد پیروی از خواست و نیت های شخصی خویش هستند برعکس افراد مجبور به دنبال کردن آن چیزهایی هستند که از طرف جمع تعیین میشود.
 امروزه افغانستان پس از قرن ها استبدادزگی و خودکامگی فرمانروایان، دوران جدیدی را  تجربه میکند. در این درون که به دوره گذار مشهوراست، جامعه افغانستان در حال  رهایی از بند سنت های گذشته و پذیرش شیوه های جدید و مدرن است. جامعه افغانستان در این 10 سال بعد از حکومت طالبان دستخوش تغییرات زیادی شده است بگونه که با نگاهی سطحی میتوان این تغییرات را درجامعه افغانستان مشاهده کرد. این تغییرات شامل مواردی همچون نوع پوشش مردم ، سبک های زندگی و حتی نگرش و جهان بینی آنها میشود..
ازجمله تغییرات اساسی  که در این چندسال اخیر افغانستان به خود دیده است، تغییرات است که در ارزشهای مردم پدیدار گشته است. بسیاری از اموری که در گذشته جز ارزش های اساسی مردم بشمار میرفت و کنش و رفتار افراد را در جامعه هدایت و جهت میداد امروزه به واسطه همین دوره گذار یا کمرنگ شده یا اینکه جای خود را به ارزش های جدید داده است
یکی از تغییرات ارزشی  که در جامعه افغانستان دچار تحول شده ، رشد و گسترش فردگرایی است . فردگرایی و خصیصه های آن را بندرت  میشد در جامعه افغانستان مشاهده کرد  و بیشتر کنش ها و رفتارهای افراد مبتنی بر اراده و خواست جمع شکل میگرفت اما اگر چه هنوز سایه جمع گرایی و یا اصالت جمع بر سر جامعه افغانستان  سنگینی میکند با این حال بدلیل آشنا شدن مردم افغانستان با سبک های جدیدی از زندگی و همچنان بالارفتن سطح آگاهی، فردگرایی و یا اصالت فرد بتدریج در حال گسترش است. در این مقاله تلاش میگردد چگونگی چنین تغییری یعنی گذر از جمع گرایی به فرد گرایی در شهر کابل را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد.
رشد فردگرایی در بین افراد جامعه بوِیژه در میان جوانان تحصیل کرده ازجمله تغییرات بیشمار می آید که در این دوران گذار روز به روز خود را بیش از بیش نمایانتر مینماید.
تعریف فردگرایی
فردگرایی را می‌توان جهان‌بینی‌ای تصور کرد که فرد در مرکز آن قرار دارد. اهدافِ فردی، ویژگی‌های منحصر به فرد، فرمان راندن بر خویشتن، کنترلِ شخصی و بی‌تفاوتی به مسائلِ پیرامون از خصوصیاتِ این نوع جهان‌بینی است. جمع گرایی را نیز می توان وجودِ یک سری تعهدهای گروهی و متقابل میان اعضای گروه بدانیم که افراد موظف به اجرای آن‌ها هستند
به اساس این تعریف فردگرایی یک نوع جهان بینی است که فرد در مرکز آن قرار داشته و هیچ چیزی بالاتر از منافع فرد تصور نمیشود . در جامعه ای که فردگرایی شایع است افراد اغلب بر اساس منافع فردی خویش عمل میکنند و هرگز حاضر نخواهند شد که منافع خویش را برای منافع جمع و دیگران قربانی کنند.

با توجه به تعریفی که از فردگرایی ارائه شد، امروزه در شهر کابل میتوان شاهد صحنه هایی زیادی بود که افراد رفتار و کنش های نا بهنجار از خود نشان میدهند. از جمله این رفتارها میتوان به نوع پوشش مردم و بویژه جوانان اشاره کرد. جوانان با تقلید از مودل ها و هنرمندان خارجی نوع پوشش آنها را برای خود انتخاب میکنند، امری که تصور آن  در چند سال قبل، ناممکن به نظر میرسید. یکی دیگر از مصداق های فردگرایی را میتوان در ازدواج مشاهده کرد . در گذشته امر به شدت تحت تاثیر خواست خانواده ها قرار داشت بطوریکه خود جوانان در انتخاب همسر خویش هیچ نقشی نداشته و حتی همسر خویش را تا شب ازدواج ملاقات نمیکردند. به بیان دیگر بزرگان و والدین زوجین جوانان را فاقد شعور و صلاحیت لازم برای انتخاب همسر خود میدانستند اما امروز به اثر  تغییری که از رهگذر بالا رفتن سطح سواد و آشنا شدن با فرهنگ های دیگر  بر آگاهی مردم و به خصوص جوانان بوجود آمده است، جوانان دیگر کمتر تن به این نوع ازدواج ها داده و تلاش میکنند که خود شریک شان را پیدا کنند از این رو ما شاهد بیشتر شدن آمار ازداج های عاشقانه و کمتر شدن ازدواج های مصلحتی هستیم.
آگاهی شهروندان کابل در این چند سال اخیر به مدد ورود انواع گوناگونی از صورت های معرفت، دچار تغییرات شده است. علت های مختلفی را میتوان برای این دگرگونی ها بیان کرد که از جمله آن میتوان به  تعامل  و ارتباط نزدیک با جامعه غربی به دلیل ظهور خارجی ها، بالا رفتن سطح و میزان سواد، همه گیر شدن استفاده موبایل و گسترش استفاده اینترنت و همچنان  بازگشت مهاجران افغانی از کشورهای مختلف به شهر کابل اشاره کرد.
افغانستان امروز با افغانستان چند سال بیش از بسیاری از جنبه ها متفاوت است، نظام های ارزشی و اعتقادی مردم متحول شده و که سبب شده است تا مردم شیوه های جدیدی از زندگی را برای خویش برگزینند. همانطور که دربالا مطرح شد، فردگرایی یکی از مشخصه های جوامع مدرن بشمار می آید و بمثابه یک ارزش تلقی شده و آن را میتوان به وضوح در شیوه های متنوع افراد جامعه مشاهده کرد. افغانستان هم از آنجاییکه در مسیر پیشرفت و توسعه قرار دارد و تلاش میکند تا وضعیت گذشته خود فاصله گرفته و شیوه های جدید زندگی جوامع مدرن را تجربه کند، شاهد رشد و گسترش اصالت فرد یا فردگرایی در بین افراد جامعه بمثابه یک ارزش است. اما باید این را هم مدنظر داشت، که هنوز افغانستان مسیری طولانی برای نهادینه شدن این نوع ارزش ها در پیش روی خود دارد. 

۱ نظر:

  1. با سپاس از شما دوست عزیز میرزایی
    مقاله تان بیشتر گرایش تحفیقی داشت. موفقیت تانرا آرزومندم.

    پاسخ دادنحذف