۱۳۹۴ مهر ۸, چهارشنبه
۱۳۹۴ شهریور ۱۵, یکشنبه
خلاصه ای از نظریه مبادله در کتاب
"تفکر نظری در جامعه شناسی" اسکید مور : فصل چهارم
توسط محمد عرفانی
پیدایش نظریه مبادله در دهه 1940 و توسعه آن در
دهه 1950 فصل دیگری را در مناقشه مداوم درباره روش نظری مناسب برای تصویر کردن فرد
درجامعه باز کرد، مسئله ای که اولین بار در شکلی جدید با فرارسیدن عصر صنعت مطرح
شد.
نظریه مبادله درجامعه شناسی برمبنای مجموعه ای
از اصول اساسی استخراج شده از نحله های فکری موافق و مکمل ( فردگرایی ، روانشناسی
تجربی و فلسفه لذت جویی ) به تبیین مسنجم و عملی نظم اجتماعی میپردازد.
۱۳۹۳ دی ۱۷, چهارشنبه
آخرالزمان فرهنگ - محمد عرفانی
"امارت اسلامی به تمامی کارشناسان اجیر تلویزیونی،
رسانههای تبلیغاتی دشمن، رسانههای بیبندوبار و تمامی ارگانهایی که زیر عنوان فعالان
مدنی و دیگر شعارها بر ضد مجاهدین، ارزشهای اسلامی و ملی نشرات مینمایند، راهپیمایی
و تظاهرات میکنند، گردهمایی بر پا مینمایند و در کارهای فحشاء، موسقی و بخش فساد
مصروفاند، بهویژه کسانی را که برای گمراهی و انحراف جوانان افغان تلاش مینمایند،
هوشدار میدهد که از این ببعد در برابر همچو فعالیتهاشان، مجاهدین ما بیتفاوت مانده
نمیتوانند و با استفاده از هرراه ممکن، حملاتی را علیه آنان به راه میاندازند تا
فساد را از کشور ریشهکن و هسته آن را محو و نابود سازند."۱
آیا مرگ، پایان کار
است؟ آیا مرگ، پایان تاریخ است؟ آیا مرگ، پایان زندگی است؟
برهنگی - نوشته محمد عرفانی
"آن روز که روح پاک آدم به بدن
گفتند درآ نمیشد
از ترس به تن
خواندند ملائکان
به لحن داوود
درتن درتن درآ درآ درتن درتن "
(1)
در هر جامعه ای معیارهایی
برای پوشاندن خود وجود دارد. این معیارها از هنجارهایی نماینده گی می کنند که حدود
آزادی ما را برای دیده شدن درانظارعمومی تعریف می کند. معیارهای پوشش در هرجامعه به
افراد آن جامعه تذکر می دهد که ظاهر شدن در منظر عام به معنای درمعرض تماشا قرار دادن
خود است.این معیارها فرد را در معرض تماشای هم نوعانش می گذارد و نظارت بر سبک زندگی
او را با تنظیم رفتارهایش در لباس خود فرد آغاز می کند.
۱۳۹۳ دی ۱۶, سهشنبه
قوم یا فرد بی بدیل - نوشته محمد عرفانی
" فرهنگ و تجلی واقعی آن ازبلاواسطگی ذاتی
حیات که همواره می بایست با اصول و نظرگاههای کلی درارتباط قرارگیرد، آغاز می شود تا
این که ابتدا برداشتی کلی از موضوع واقعی را کامل کند و نیز بیاموزد تا برداشتی کلی
را با عقل مورد حمایت قرار دهد و رد کند، آنگاه فیض غنی و مشخص حیات را از طریق طبقه بندی خاص درک کند و بالاخره دستورالعملی
دقیق ارائه دهد و به قضاوتی جدی درخصوص آن دست زند. فرهنگ از همان آغاز خود می بایست
برای جهد و کوشش حیات در غنای مشخص آن جایی قایل شود و این راه را به سوی آزمون موضوع
واقعی هدایت کند."1
(هگل:1386،26)
اشتراک در:
پستها (Atom)


.jpg)
