۱۳۹۶ فروردین ۱۶, چهارشنبه

انفجار اطلاعات؛ قطعیت جهل و نسبیت دانایی

این مقاله با پایان بندی متفاوت باز نویسی مقاله ای است که قبلا با همین نام منتشر شده بود.

 محمد عرفانی

می خواهم به این سوال بپردازم که آیا این روایت حقیقت دارد که ما در دروان انفجار اطلاعات زندگی می کنیم؟ آیا به راستی میزان پراکنش اطلاعات از کنترل ما بیرون شده است؟ اگر زندگی در دوران انفجار اطلاعات به واقعیت پیوسته است ما در کجای آن قرار داریم؟ و آیا اصلا انفجار اطلاعات برای ما جایگاه و قراری در زمان باقی گذاشته است یا آنچه رخداده است بی قراری بی پایان در مدار اطلاعات درگردش است؟

اگر به این سوال داخل شویم، آنچه جالب توجه است پراکنده گی موضوعی اطلاعات است که طیفی گسترده را از هرچیز دانستنی شامل میشود. اما این طیف در چند موضوع عمده توانسته است انفجار اطلاعات را به جریانی طبیعی و متناوب از زندگی روزمره تبدیل کند؛ مخاطبان رسانه ها از رادیو و تلویزیون گرفته تا روزنامه های کاغذی و وبسایت های اینترنتی می دانند که در جهان زندگی شان رقابتی برای کنترل درگردش است که خود را بصورت الگوی تام و تمام زندگی مدنی مسلط کرده است؛ رقابت میان سیاست های کشورهای ابرقدرت، رقابت میان باشگاههای ورزشی، رقابت میان صاحبان منزلت های اجتماعی، رقابت میان فرهنگ ها، آئین ها و آنچه به شکل "مود و فیشن" درمی آید. 

۱۳۹۵ مهر ۱۰, شنبه

انفجار اطلاعات؛ قطعیت جهل و نسبیت دانایی


محمد عرفانی

می خواهم به این سوال بپردازم که آیا این روایت حقیقت دارد که ما در دروان انفجار اطلاعات زندگی می کنیم؟ آیا به راستی میزان پراکنش اطلاعات از کنترل ما بیرون شده است؟ اگر زندگی در دوران انفجار اطلاعات به واقعیت پیوسته است ما در کجای آن قرار داریم؟ و آیا اصلا انفجار اطلاعات برای ما جایگاه و قراری در زمان باقی گذاشته است یا آنچه رخداده است بی قراری بی پایان در مدار اطلاعات درگردش است؟
اگر به این سوال داخل شویم، آنچه جالب توجه است پراکنده گی موضوعی اطلاعات است که طیفی ظاهرا گسترده را از هرچیز دانستنی شامل میشود. اما این طیف در چند موضوع عمده توانسته است که انفجار اطلاعات را به جریانی طبیعی و متناوب از زندگی روزمره تبدیل کند؛ مخاطبان رسانه ها از رادیو و تلویزیون گرفته تا روزنامه های کاغذی و وبسایت های اینترنتی می دانند که در جهان زندگی شان رقابتی درگردش است که خود را بصورت الگوی تام و تمام زندگی مدنی مسلط کرده است. رقابت میان سیاست های کشورهای ابرقدرت، رقابت میان باشگاههای ورزشی، رقابت میان منزلت های اجتماعی و نمادهای فرهنگی که به شکل "مود و فیشن" خود را در معرض تماشا قرار میدهند.

۱۳۹۴ مهر ۸, چهارشنبه

طالبان بر چه حکومت می کنند؟


محمد عرفانی


"طالبان" با شعار برقراری شریعت اسلامی درافغانستان راه خود را با کشتار و شکنجه و تهدید باز کرده و درمیدانی ترازو برافراشته که گروه های همترازش نیز از آن با خشونتی کمتر یا بیشتر برای اهداف مشابه استفاده می کنند.

۱۳۹۴ شهریور ۱۵, یکشنبه

خلاصه ای از نظریه مبادله در کتاب "تفکر نظری در جامعه شناسی" اسکید مور : فصل چهارم

توسط محمد عرفانی


پیدایش نظریه مبادله در دهه 1940 و توسعه آن در دهه 1950 فصل دیگری را در مناقشه مداوم درباره روش نظری مناسب برای تصویر کردن فرد درجامعه باز کرد، مسئله ای که اولین بار در شکلی جدید با فرارسیدن عصر صنعت مطرح شد.
نظریه مبادله درجامعه شناسی برمبنای مجموعه ای از اصول اساسی استخراج شده از نحله های فکری موافق و مکمل ( فردگرایی ، روانشناسی تجربی و فلسفه لذت جویی ) به تبیین مسنجم و عملی نظم اجتماعی میپردازد.

۱۳۹۳ دی ۱۷, چهارشنبه

آخرالزمان فرهنگ - محمد عرفانی



"امارت اسلامی به تمامی کارشناسان اجیر تلویزیونی، رسانه‌های تبلیغاتی دشمن، رسانه‌های بی‌بند‌وبار و تمامی ارگان‌هایی که زیر عنوان فعالان مدنی و دیگر شعارها بر ضد مجاهدین، ارزش‌های اسلامی و ملی نشرات می‌نمایند، راه‌پیمایی و تظاهرات می‌کنند، گردهمایی بر پا می‌نمایند و در کارهای فحشاء، موسقی و بخش فساد مصروف‌اند، به‌ویژه کسانی را که برای گمراهی و انحراف جوانان افغان تلاش می‌نمایند، هوشدار می‌دهد که از این ببعد در برابر همچو فعالیت‌هاشان، مجاهدین ما بی‌تفاوت مانده نمی‌توانند و با استفاده از هر‌راه ممکن، حملاتی را علیه آنان به راه می‌اندازند تا فساد را از کشور ریشه‌کن و هسته آن را محو و نابود سازند."۱
آیا مرگ، پایان کار است؟ آیا مرگ، پایان تاریخ است؟ آیا مرگ، پایان زند‌گی است؟


برهنگی - نوشته محمد عرفانی





"آن روز که روح پاک آدم به بدن
گفتند درآ نمیشد از ترس به تن
خواندند ملائکان به لحن داوود
درتن درتن  درآ درآ درتن درتن "

(1)


در هر جامعه ای معیارهایی برای پوشاندن خود وجود دارد. این معیارها از هنجارهایی نماینده گی می کنند که حدود آزادی ما را برای دیده شدن درانظارعمومی تعریف می کند. معیارهای پوشش در هرجامعه به افراد آن جامعه تذکر می دهد که ظاهر شدن در منظر عام به معنای درمعرض تماشا قرار دادن خود است.این معیارها فرد را در معرض تماشای هم نوعانش می گذارد و نظارت بر سبک زندگی او را با تنظیم رفتارهایش در لباس خود فرد آغاز می کند.