۱۳۹۱ آبان ۲۹, دوشنبه


یادداشتی درمورد فیلم Apocalypse Now. نوشته محمد عرفانی
این فیلم مرا به گوشه ی وحشی من برد تا من مزه و طعم مدنیت را زیر زبان بگزم و از فراگردی که مرا به حیث یک انسان متمدن درمیان می گیرد لذت ببرم .نقطه محوری فیلم که هم تصویر مرا به عمق جنگل های انسان کش می برد و هم تصویر انسانهای جنگلی را بر صورت من می اندازد ، آن است که انسان متمدنی که به آنطرف جنگ و خشونت خون ریز نگاه می کند ، پایاب اش را در درون دیگری می جوید؛ دیگری که خود را همانقدر مستحق خونریزی می داند که من می دانم .
این فیلم با تمام قدرت یک ابرقدرت ، درجنگ یک رقیب و دشمن بدوی ، به توجیه یک جنگ می پردازد که باید برای پشتیبانی از یک مدنیت صورت بگیرد.این بلند پروازی و جاه طلبی که قامت یک فرمانده جنگی را بلندترین چشم انداز فراگرد زنده گی می نمایاند در آنجا فرود می آید که ناممکن بودن یکدست شدن همه جغرافیاها و همه انسان ها هم در اوج معنویت خدایی و هم  در حضیض بنده گی چهره نشان میدهد. سربازان امریکایی هرچند سعی می کنند تا باور کنند که جنگ آنها تنها  کوچه و پس کوچه ای با خانه شان فاصله دارد ، حقیقت خلاف آنرا ثابت می کند؛هنگامی که سرباز جوان درحالی که نوارصوتی فرستاده شده از سوی مادرش را گوش می کند درخون خود می غلتد و نوار همچنان آواز مادر را در هوا پخش می کند، این حقیقت سرباز می کند که آنها تا چه اندازه از خانه خود دور هستند و تا چه اندازه با آنچه مصصم به انجام دادن اش هستند ، بیگانه اند.
قدرت خونریز آنجا درمورد خود قضاوت می کند که بنده گان فرمانده دیوانه امریکایی در برابر قاتل او سلاح می اندازند.قدرت خونریز آنجا در مورد خود قضاوت می کند که قاتل فرمانده دیوانه ، ماموریت اش را برای انداختن پرده پایان نمایش ، به پایان می برد.

۱۳۹۱ مهر ۱۷, دوشنبه


اطفال کار در افغانستان

علی میرزایی

امروزه یکی از مهمترین مسائل اجتماعی که گریبان گیر جوامع انسانی شده است، مسئله کار اطفال است. اطفال کار در چند دهه اخیر به یکی از مهمترین مسائل پیش رو کشورها، بویژه کشورهای درحال توسعه مبدل شده است. امروز در تعداد قابل توجه از کشورهای جهان شاهد حضور«کودکان کار» در خیابان‌ها،کارگاه‌ها، کارخانه‌ها و...هستیم،جایی که آن‌ها برای تامین حداقل نیازمندی های زندگی خود و خانواده‌ شان به کار های طاقت فرسا مشغولند.  از نقطه نظر برخی صاحب نظران،  کار کودکان و افزایش حضور آنها در گارگاه ها نتیجه افزایش شکاف طبقاتی ، فقر و بیکاری در جامعه است.
بااهمیت پیدا کردن این معضل، تلاش های گسترده جهانی بمنظور مقابله با پدیده رو به رشد کودکان کار صورت گرفت که از جمله این تلاش ها میتوان به تصویب کنفوانسیون های بین المللی برعلیه کار کودکان اشاره کرد. برای نمونه سازمان جهانی کار برای بالا بردن آگاهی مردم درباره کار کودکان، استاندارد هایی را برای حمایت کودکان کارگر وضع نمود . به اساس اخرین گزارش سازمان بین المللی کار، بیش از 246 میلیون طفل  بین سنین 17-5 سال در جهان  به انواع کارها مشغول بوده که بخش اعظم آنها یعنی در حدود 211 میلیون این اطفال در آسیا هستند.
  سالها جنگ و نابسامانی و از بین رفتن زیربناهای اقتصادی کشور، مسائل و مشکلات عدیده ای بر مردم کشورتحمیل کرد و در این میان کودکان کشور از جمله آسیب پذیرترین قشر جامعه بودند که پیامدها و اثرات منفی ان را به راحتی میتوان در کشور مشاهده کرد. افزایش بی سابقه کودکان کار در سال های پس از شروع جنگ های داخلی به خوبی نمایانگر این مسئله است. اگرچه وضعیت کودکان در افغانستان بعد از جنگ های داخلی و استقرار حکومت انتقالی و مرکزی دگرگونی های زیادی را به خود دیده و بطور عموم وضعیت کودکان بهبود یافته است و تعداد کودکان مکتب رونده، افزایش  قابل ملاحظه ای داشته است اما این بهبودی شرایط برای همه اطفال کشور به طور یکسان نبوده و هنوز شمار زیادی از کودکان کشور هستند که  از حداقل نیازهای قانونی و انسانی خویش برخوردارنیستند. طبق اخرین تخمین های صورت گرفته از هر چهار طفل(اطفال بین سنین 14-7) یک نفر کار میکند. علت های زیادی را میتوان برای افزایش تعداد کودکان کار در افغانستان بیان کرد علت هایی همچون فقر، مشکلات اقتصادی و از دست دادن سرپرست در جریان جنگ ها. بسیاری از خانواده ها را وادار نموده تا برای گذارن زندگی خود از کودکان بحیث نان آور خانواده استفاده کنند.در واقع کودکان وظیفه تامین مایحتاج اقتصادی بسیاری از خانواده ها را به عهده دارند، این امر هم برای کودک و هم برای جامعه دارای پیامد های منفی مادی و معنوی بیشماری است . کودکان از فرصت تحصیل بازمانده و جامعه را از داشتن نیروهای مسلکی و تحصیل کرده باز میدارد .
در طول این ده سال تحقیقات و گزارش های متعددی درباره وضعیت کودکان کار در کشور از سوی نهاد ها، و سازمان های مختلف اعم از داخلی و خارجی انجام گرفته است اما با این حال، یافته ها و آمارهای  مربوط به کودکان کار در هریک از این گزارش ها متفاوت است که این امر خود نشان دهنده  ضعف این گونه از مطالعات بوده و همچنان بیانگر این مطلب است که  ما هنوز  ازدرک صحیح و مناسب  وضعیت کودکان کار در کشور ناتوان هستیم
آمارها و یافته های این گزارش ها اگرچه متفاوت است اما همه آنها بیانگر وضعیت نگران کننده کودکان کار در کشور است.  در صورتیکه این وضعیت ادامه پیدا کند بخش عظیمی از کودکان کشور از فرصت های تحصیلی که هم برای دولت و هم برای جامعه جهانی مساله نگران کننده محسوب میشود محروم خواهند شد این امر یعنی عدم برخوداری این کودکان از فرصت های تحصیلی این نگرانی را مطرح میکند که نسل آینده کشور نتوانند ضرورت های مورد نیازکشور را  بویژه در بخش نیروی انسانی تامین کنند  زیرا یکی از فاکتور های اساسی پیشرفت یک جامعه یا کشور، برخورداری از نیروی انسانی متخصص  و ماهر است به بیان دیگر به هر میزانی که یک کشور از این موهبت برخوردار بوده ، به همان میزان دامنه پیشرفت و ترقی در آن گسترده تر خواهد بود. همچنان با توجه به جمعیت قابل توجه بیسواد در کشور،  اهمیت این مسئله برای افغانستان چند برابر میشود.این مسئله برای افغانستان چند برابر میشود. 

۱۳۹۱ تیر ۲۴, شنبه

Afghan women and fitness club

written by Ali Mirzaee
Afghan people’s life style has changed substantially by fall of the Taliban regime in all over the country particularly in capital city of Kabul. Body building clubs have also become popular among Afghan youth since then. The youth join these clubs in order to be fit and have muscled bodies. Therefore, the number of bodybuilding clubs is increasing rapidly. By taking a short walk in the city one can notice a few muscled boys. It shows the importance of fitness for Afghan young generation. However, the subject change is not much noticed in women’s life. Not very many Afghan girls are fascinated by fitness, although some clubs hold specific training shift for women. All in all, the number of girls enrolling in fitness clubs is not considerable.

There are a few reasons behind the lack women’s presence in fitness clubs. First and foremost, girls are under great pressure by their families culturally. Because they are preferably kept inside the house - away from public eyes - so taking part in some out-door activities for girls are not very welcomed in Afghan traditional society.Second, girls consider fitness health as a masculine activity so they tend not to show much interest in going to such clubs. To make changes in social activities of girls a period of time and a great deal of effort particularly by women, part of the society is required. In addition, in order to attract attention of Afghan female in the subject activity facilities and equipment including exclusive fitness clubs are required to be provided for girls; so that, both families and girls feel  excited and safe  as they step into the clubs.






۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۷, یکشنبه



  سنت و دانش سنتی از دیدگاه سیدحسین نصر
محسن عصیان دانشجوی جامعه شناسی

نخست برای فهم معرفت و امرقدسی به فهم سنت پرداخته می‌شود. ایا سنت در تعارض و تقابل با مدرنیته قرار دارد و یا رابط این دو از نوع دیگر است. سنت برگرفته از واژه ‌ی لاتینی  traditio است که در کلیسای کاتولیک به معنای آموزه های اند که از دوره حواریون در طول چندین سده به هم انباشته شده و به ما رسیده اند. سیدحسین نصر در تعریف سنت وامدار فیلسوف سنت گرا رنه‌گنون است. این مفهوم در اوایل قرن بیست  برای تمایز میان تجدد و سنت به میان آمده است. سنت در کاربرد رنه‌گنون و شوان به معنای حقایق اداری دارای خاستگاه قدسی و منشاُ وحیانی است.  تفاوت ها در مفهوم ...

۱۳۹۱ فروردین ۲۷, یکشنبه

انتخاب
علی میرزایی

انتخاب‌ یکی از ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد آدمی است که او را از ‌موجودات دیگر ‌متمایز می‌‌کند. ‌‌انتخاب ‌به انسان ‌امکان‌ ‌می‌دهد تا مسیر زندگی‌اش را مشخص کند. انسان، در طول زندگی، همواره در حال انتخاب ‌است؛ از انتخاب‌های کوچکی مثل انتخاب رنگ لباس گرفته تا انتخاب‌های بزرگی همچون انتخاب همسر، شغل و.... ‌‌چگونگی و نوع زندگی انسان تا حد زیادی به انتخاب‌هایش‌‌ در طول زندگی ‌بستگی دارد.‌ انتخاب‌های درست ‌فر‌د را به سمت خوشبختی و زندگی بهتری سوق می‌دهد و‌ انتخاب‌های اشتباه زندگی‌اش را به تباهی ...

۱۳۹۰ اسفند ۲۶, جمعه




 نویسندگان: ونا اس. لنکن و اگو جی. گیوبا
 مترجم: محسن عصیان

پارادایم ها






پارادایم ها شاید یکی از اصطلاحات بسیار مورد اختلاف در پژوهش کیفی باشند. درحالی که برخی از نویسندگان و روش شناسان این اصطلاح را برای نشان دادن مجموعه ای  از روش ها یا روش شناسی ها استفاده می کنند (Tashakkori & Teddlie 2003 ) برخی های دیگر ادعا می کند که این اصطلاح استفاده های متنوع دارد. برخی از نویسندگان اشاره می کند که توماس کوهن، کسی که این اصطلاح را در ساختار انقلاب های علمی خود مورد استفاده عامه قرار داد (۱۹۶۲) خود این اصطلاح را در بیشتر از ۲۵ جهت متفاوت به کاربرد...


 نویسنده: کریستنا وولف
مترجم:  محسن عصیان
                
تحلیل محتوا

تحلیل محتوا یک روش مشاهده و تحلیل است که مصنوعات فرهنگی را بررسی می کند. یکی از تعاریف بسیار معمول و کثیرالاستفاده، این نوع روش پژوهش را به مثابه ی « هرگونه تکنیک برای ایجاد استنباط ذریعه ی شناخت سیستماتیک و هدفمند شاخصه های معین شده ی پیامها» توصیف می کند (Holsti ۱۹۶۹:۲۶). این روش در اوایل قرن بیستم، هنگامی که پژوهشگران مطالعه را روی متون سخنرانی ها، رسانه های سیاسی و روزنامه ها آغاز کردند ، ظاهر شد...

۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه

کابل؛ استثنایی تجربه یکجانشینی بشر




کابل؛ استثنایی تجربه یکجانشینی بشر
محسن عصیان  
رابله و بشکینک دو روستای دور افتاده و کوچک است. در این دو روستای کوچک تعداد معدودی خانوار سکنا گزیده اند، این روستا ها در هزاره جات مرکزی واقع است، روستای دور تر از واشنگتن به کابل و همسان تر و شبیه تر به کابل و هم در نقطه مقابل ویژگی‌های کابل. کابل پایتخت افغانستان است و پایتخت نشینان از آن به عنوان شهر کابل اراده می کنند. این نوشته بر آن اند که آیا می توان کابل را به عنوان شهر، تلقی کرد و از آن به  نام  شهر کابل اراده کرد و یا برعکس کابل با روستا همسان تر و شبیه تر اند. دو نوع سبک زندگی اگر مبنای متعارف زندگی جمعی و گروهی بشری در نظر باشد، می شود از آن به نام سبک زندگی شهری و روستایی......

۱۳۹۰ بهمن ۱۸, سه‌شنبه


 A 5 years program for education system in Afghanistan.


Written by Mohammad Irfani for the lesson of “sociology of education “of Professor Baqer Zaki.
Forth semester of sociology 1390- Ibne Sina institute of high education 

First, we look at the pathology of education system in Afghanistan:
The pathology of education system in Afghanistan must be studied in different aspects like:
Organizational – human resources – conceptual – methodology and …

Analyses of “the separation” – Mohammad irfani
A class work for the lesson of “sociology of family” professor Baqer Zaki.

“The separation” is about the difficulties of tow young couples life that enter into each other’s life in pretext of the separation of Nadir from Simin. Nadir and Simin belong to the middle class of Tehran city (Nadir is a banker and Simin is a teacher) who have a normal life with their teenage daughter Terme ...
 
“As simple as this” 

Mohammad irfani
As simple as this, accounts the life of a woman who is not satisfied with her living. Her husband is an engineer and they have two children. She is a young lady that enjoys a normal livelihood ...
تحلیل فیلم " به همین ساده گی "
فیلم به همین ساده گی روایتگر زنده گی یک زن است که اززنده گی خود احساس نارضایتی می کند . شوهر این زن یک مهندس است ٰو آنها دو فرزند دارند . او زن جوانی است که از وضعیت زنده گی مطلوبی برخوردار است. آنها در یک آپارتمان زندگی می کنند و همسایه ها او را دوست دارند...

Analyses of “the piano “ – Mohammad irfani
“The piano” in an artistic way defends lovers struggle for reaching to satisfaction and happiness; a struggle that can bring victory over society’s norms and morals. But precisely the film is about a woman’s struggle to obtain a secure home and family in a period of time that women don’t enjoy many civil rights and men are the real decision makers...
1984
مرگ و زندگی در دام خودکامگی
(نگاهی به فیلم 1984 بر اساس رمانی از جورج اورول به همین عنوان)

جواد دروازیان (دانشجوی جامعه شناسی)

1984 داستان زندگی در رژیم های خودکامه ای است که در آن «حقیقت دروغ و دروغ حقیقت» است. آدمی نه از گذشته ی خود خبر دارد و نه از آینده. سرنوشتش را خودش نه بلکه دیگران رقم می زنند. حتا به خاطر خواب هایشان هم محاکمه می شوند، فرزند علیه پدر، پدر علیه فرزند، زن علیه شوهر و شوهر علیه زن شهادت می دهد. نه تنها تن جراحی می شود، بلکه روح، حتا نام و تصویر نیز در چنین جامعه ی جراحی می شود. قهرمان‏ها خائن و خائنین قهرمان می شوند. انسان های الگو کسانی هستند که در عالم واقعیت تولد نشده اند. کشور همیشه در نبرد است. نبرد با دشمنانی که تنها در تخیلات قدرتمندان وجود دارد.....

۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه


تحلیل فیلم " پیانو "
محمد عرفانی
فیلم پیانو با بیانی هنری مدافع سعی عاشقانه برای رسیدن به سعادت است که بر هنجارها و آداب و رسوم عادی جامعه غلبه می یابد . اما به طور خاص این فیلم در مورد سعی عاشقانه یک زن برای رسیدن به یک خانه و خانواده امن در دورانی است که هنوز زنان از حقوق مدنی برخوردار نیستند و مردان در مورد آنها تصمیم می گیرند ...

۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه

     آسیب شناسی آموزش و پرورش افغانستان
    نوشته علی میرزایی – برای درس "جامعه شناسی تعلیم و تربیه " استاد ذکی 
     سال 1390 – موسسه تحصیلات عالی ابن سینا

   مقدمه
سایه سالها جنگ و ناامنی در افغانستان بسیاری از بخش ها و نهاد های کشور را به کلی نابود و یا تضعیف نموده است بطوری که آثار و پیامد های آن سالها را امروزه میتوان به خوبی  مشاهده کرد. یکی از بخش هایی که در  تاریخ سراسر خشونت و جنگ  افغانستان , آسیب های زیادی به آن وارد شده است, بخش تعلیم و تربیه است که فاصله زیادی با معیارهای بین المللی دارد . بعد از سرنگونی رِژیم طالبان و روی کارآمدن دولت جدید که حمایت جامعه جهانی را در اختیار داشت، تلاش های  گسترده صورت گرفت تا عقب ماندگی کشور در بخش تعیلم و ترییه جبران شود. اعمار مکاتب جدید ..

، شمولیت بیشتر دختران در تحصیل از جمله آثار این کوشش های بیشمار میرود  اما به رغم این دستاوردها، نظام تعلیم و تریبه افغانستان هنوز فاصله زیادی تا رسیدن به نقطه که از آن انتظار میرود دارد.در این نوشته کوشش شده است که به مشکلات و آسیب های جدی نظام تعلیم و تربیه فعلی افغانستان با نگاهی جامع تر پرداخته شود
نظام فعلی آموزشی افغانستان در چند بعد دارای مشکلات و نواقص جدی می باشد که شامل :
1.                  بعد روشی
2.                  بعد محتوایی
3.                  بعد نیروی انسانی
4.                  بعد سازمانی
بعد روشی:
یکی از مسائلی که در بحث روش شناسی  آموزشی نظام آموزش و پرورش افغانستان جای خالی آن محسوس میشود , توجه به تفکر انتقادی است . متاسفانه این نظام آموزشی به جای تولید و پرورش نیروی فعال و مجهز به تفکر انتقادی , افرادی منفعل را تربیت میکنند به بیان دیگر نیروی انسانی که از نظام فعلی آموزشی کشور تولید میشود، نیروی انسانی نیست که بتواند  با عمل و کنش های خود  مسیر حرکت کشور را در همه عرصه ها تعیین و جهت دهد و زمینه ساز رشد و پیشرفت سریعتر کشور گردد، فقدان انجمن های دانش آموزی در سطوح مکاتب و لیسه ها و همچنان انجمن های دانشجویی فعال که بتوانند بر جریان های سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی کشور همانند انجمن های دانشجویی درسایر کشورهای  تاثیر گذار باشند، به خوبی بیانگر این امر است.
نحوه تدریس در معارف افغانستان باید به جای استاد محوری به شکلی باشد که به مشارکت بیشتر دانش آموزان منجر شود. در سیستم فعلی که مبتنی بر نطق و لکچر استاد است, دانش آموز مجالی چندانی برای ابراز نظر و شرکت فعال در دروس پیدا نمیکند. نحوه تدریس باید به دو بخش تقسیم شده که به اساس آن نیمی از وقت کلاس را لکچر استاد تشکیل دهد و نیمی دیگر باید به شکل مباحث گروهی بین دانش آموزان و تحت نظارت استاد انجام شود. سیستم ارزش یابی فعلی نیز باید تغییر کند. این سیستم که مبتنی بر نمره است شاگرد را به جای اینکه به تفکر و تامل راجع به مباحث گفته شده در صنف سوق دهد, آنها را صرف به حافظان مطالب دروس مبدل میکند . سیستم ارزشیابی و نمره دهی نباید صرف بر امتحان نهایی یا میان سمستر خلاصه شود بلکه باید بخش اعظمی آن به اساس فعالیت های صنفی و گروهی (اعم از پروژ ه های گروهی, کنفرانس, تحقیق میدانی) باشد . این امر میتواند شاگرد را بطور عملی درگیر مطالب گفته شده در صنف نماید.

بعد محتوایی:
امروزه کشور ما با مشکلات و مسائل عمده ی دست به گریبان است و تا زمانیکه نتوان بر این مسائل و مشکلات فائق آمد ، فاصله کشور با کشور های دیگر در سطوح مختلف روز به روز بیشتر و بیشتر خواهد شد. باید این را بپذیریم که خشونت، جنگ، قوم پرستی، فساد مالی، تبعیض و ... بخشی از فرهنگ کشور تبدیل شده است و تا زمانی که این مسائل از فرهنگ عمومی ما رخ برندارد،‌ما قادر نخواهیم بود تا افغانستان آرام و با ثبات را تجربه کنیم. در این راستا یعنی از میان بردن این صفات و ویِژگی ها از جامعه افغانستان، نهاد تعلیم و تربیه افغانستان میتواند نقش تعیین کنننده را ایفا نماید. محتوای دروس باید با توجه به مسائل عمده کشوربصورت دقیق و کارشناسانه  تهیه و تنظیم گردد. یعنی محتوای کتاب ها باید بگونه تهیه شود که  در دراز مدت به دوری و اجتناب از این قبیل رفتارها و اعمال در شاگردان منجر شود و به جای آن ارزش هایی همچون صلح ، احترام ، تساهل، سخت کوشی و... در همه شاگردن نهادینه گردد. از همین رو باید روی تک تک جملات کتاب های درسی بصورت حرفه ای و کارشناسانه تامل و بحث صورت گیرد.

بعد انسانی:
متاسفانه یک از علت های کارکرد نه چندان مناسب آموزش و پرورش درکشور نبود معلمان متخصص و مجرب است . آمار و ارقام نشان میدهد که به دلیل نبود معلم کافی , از خود شاگردان به حیث معلم برای صنف های پایین تراستفاده میشود . از این رو عزم و کوشش دولت نباید تنها محدود به افزایش تعداد مکاتب و یا شمولیت بیشتر شاگردان در آموزش شود بلکه با افزایش امتیازات و حقوق معلمین تلاش شود تا افرادی به حیث معلم جذب نظام آموزشی شوند که از لحاظ علمی در درجه بالایی از آگاهی و دانش  قرارداشته باشند. همچنان باید بین وزارت معارف و وزارت تحصیلات عالی همکاری جدی در امر  دارالمعلمین , بویژه در نحوه تدریس و مطالب درسی دارالمعلمین ها وجود داشته باشد تا  افرادی بحیث معلم  جذب نظام آموزش و پرورش  شود که از حداقل توانمندی در امر تدریس در مکاتب برخوردارباشند.

بعد سازمانی:
در بعد سازمانی وزرات معارف افغانستان مشکلات عدیده ای دارد . این نهاد ازآنجاییکه یک نهاد مهم وتاثیر گذار در کشور بشمار می آید و باید مبتنی بر شایسته سالاری و تخصص گرایی اداره شود, متاسفانه اسیر سیاست بازی های گروه های سیاسی و قومی شده است. از این رو در سازمان وزارت و کل نهاد آموزشی کشور باید تحول صورت گیرد به این صورت که تمام افراد باید براساس یک سییستم ارزیابی دقیق و با نظارت شخص وزیر(که خود نیزبه اساس شایسته سالاری نه قوم گرایی و جناح بندی سیاسی منصوب شده است) استخدام شوند و شایستگی و لیاقت اولین شرط استخدام این افراد باشد. همچنان به جای تمرکز گرایی , باید ریاست های معارف در ولایات تاحدودی در انجام امور خود مستقلانه عمل نمایند بطوری که برای امور کوچک نیازی به کسب اجازه و هدایت از مرکز را نداشته باشند. این امر میتواند در تسریع امور بسیار موثر باشد.