۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه

کابل؛ استثنایی تجربه یکجانشینی بشر




کابل؛ استثنایی تجربه یکجانشینی بشر
محسن عصیان  
رابله و بشکینک دو روستای دور افتاده و کوچک است. در این دو روستای کوچک تعداد معدودی خانوار سکنا گزیده اند، این روستا ها در هزاره جات مرکزی واقع است، روستای دور تر از واشنگتن به کابل و همسان تر و شبیه تر به کابل و هم در نقطه مقابل ویژگی‌های کابل. کابل پایتخت افغانستان است و پایتخت نشینان از آن به عنوان شهر کابل اراده می کنند. این نوشته بر آن اند که آیا می توان کابل را به عنوان شهر، تلقی کرد و از آن به  نام  شهر کابل اراده کرد و یا برعکس کابل با روستا همسان تر و شبیه تر اند. دو نوع سبک زندگی اگر مبنای متعارف زندگی جمعی و گروهی بشری در نظر باشد، می شود از آن به نام سبک زندگی شهری و روستایی......

۱۳۹۰ بهمن ۱۸, سه‌شنبه


 A 5 years program for education system in Afghanistan.


Written by Mohammad Irfani for the lesson of “sociology of education “of Professor Baqer Zaki.
Forth semester of sociology 1390- Ibne Sina institute of high education 

First, we look at the pathology of education system in Afghanistan:
The pathology of education system in Afghanistan must be studied in different aspects like:
Organizational – human resources – conceptual – methodology and …

Analyses of “the separation” – Mohammad irfani
A class work for the lesson of “sociology of family” professor Baqer Zaki.

“The separation” is about the difficulties of tow young couples life that enter into each other’s life in pretext of the separation of Nadir from Simin. Nadir and Simin belong to the middle class of Tehran city (Nadir is a banker and Simin is a teacher) who have a normal life with their teenage daughter Terme ...
 
“As simple as this” 

Mohammad irfani
As simple as this, accounts the life of a woman who is not satisfied with her living. Her husband is an engineer and they have two children. She is a young lady that enjoys a normal livelihood ...
تحلیل فیلم " به همین ساده گی "
فیلم به همین ساده گی روایتگر زنده گی یک زن است که اززنده گی خود احساس نارضایتی می کند . شوهر این زن یک مهندس است ٰو آنها دو فرزند دارند . او زن جوانی است که از وضعیت زنده گی مطلوبی برخوردار است. آنها در یک آپارتمان زندگی می کنند و همسایه ها او را دوست دارند...

Analyses of “the piano “ – Mohammad irfani
“The piano” in an artistic way defends lovers struggle for reaching to satisfaction and happiness; a struggle that can bring victory over society’s norms and morals. But precisely the film is about a woman’s struggle to obtain a secure home and family in a period of time that women don’t enjoy many civil rights and men are the real decision makers...
1984
مرگ و زندگی در دام خودکامگی
(نگاهی به فیلم 1984 بر اساس رمانی از جورج اورول به همین عنوان)

جواد دروازیان (دانشجوی جامعه شناسی)

1984 داستان زندگی در رژیم های خودکامه ای است که در آن «حقیقت دروغ و دروغ حقیقت» است. آدمی نه از گذشته ی خود خبر دارد و نه از آینده. سرنوشتش را خودش نه بلکه دیگران رقم می زنند. حتا به خاطر خواب هایشان هم محاکمه می شوند، فرزند علیه پدر، پدر علیه فرزند، زن علیه شوهر و شوهر علیه زن شهادت می دهد. نه تنها تن جراحی می شود، بلکه روح، حتا نام و تصویر نیز در چنین جامعه ی جراحی می شود. قهرمان‏ها خائن و خائنین قهرمان می شوند. انسان های الگو کسانی هستند که در عالم واقعیت تولد نشده اند. کشور همیشه در نبرد است. نبرد با دشمنانی که تنها در تخیلات قدرتمندان وجود دارد.....

۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه


تحلیل فیلم " پیانو "
محمد عرفانی
فیلم پیانو با بیانی هنری مدافع سعی عاشقانه برای رسیدن به سعادت است که بر هنجارها و آداب و رسوم عادی جامعه غلبه می یابد . اما به طور خاص این فیلم در مورد سعی عاشقانه یک زن برای رسیدن به یک خانه و خانواده امن در دورانی است که هنوز زنان از حقوق مدنی برخوردار نیستند و مردان در مورد آنها تصمیم می گیرند ...

۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه

     آسیب شناسی آموزش و پرورش افغانستان
    نوشته علی میرزایی – برای درس "جامعه شناسی تعلیم و تربیه " استاد ذکی 
     سال 1390 – موسسه تحصیلات عالی ابن سینا

   مقدمه
سایه سالها جنگ و ناامنی در افغانستان بسیاری از بخش ها و نهاد های کشور را به کلی نابود و یا تضعیف نموده است بطوری که آثار و پیامد های آن سالها را امروزه میتوان به خوبی  مشاهده کرد. یکی از بخش هایی که در  تاریخ سراسر خشونت و جنگ  افغانستان , آسیب های زیادی به آن وارد شده است, بخش تعلیم و تربیه است که فاصله زیادی با معیارهای بین المللی دارد . بعد از سرنگونی رِژیم طالبان و روی کارآمدن دولت جدید که حمایت جامعه جهانی را در اختیار داشت، تلاش های  گسترده صورت گرفت تا عقب ماندگی کشور در بخش تعیلم و ترییه جبران شود. اعمار مکاتب جدید ..

، شمولیت بیشتر دختران در تحصیل از جمله آثار این کوشش های بیشمار میرود  اما به رغم این دستاوردها، نظام تعلیم و تریبه افغانستان هنوز فاصله زیادی تا رسیدن به نقطه که از آن انتظار میرود دارد.در این نوشته کوشش شده است که به مشکلات و آسیب های جدی نظام تعلیم و تربیه فعلی افغانستان با نگاهی جامع تر پرداخته شود
نظام فعلی آموزشی افغانستان در چند بعد دارای مشکلات و نواقص جدی می باشد که شامل :
1.                  بعد روشی
2.                  بعد محتوایی
3.                  بعد نیروی انسانی
4.                  بعد سازمانی
بعد روشی:
یکی از مسائلی که در بحث روش شناسی  آموزشی نظام آموزش و پرورش افغانستان جای خالی آن محسوس میشود , توجه به تفکر انتقادی است . متاسفانه این نظام آموزشی به جای تولید و پرورش نیروی فعال و مجهز به تفکر انتقادی , افرادی منفعل را تربیت میکنند به بیان دیگر نیروی انسانی که از نظام فعلی آموزشی کشور تولید میشود، نیروی انسانی نیست که بتواند  با عمل و کنش های خود  مسیر حرکت کشور را در همه عرصه ها تعیین و جهت دهد و زمینه ساز رشد و پیشرفت سریعتر کشور گردد، فقدان انجمن های دانش آموزی در سطوح مکاتب و لیسه ها و همچنان انجمن های دانشجویی فعال که بتوانند بر جریان های سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی کشور همانند انجمن های دانشجویی درسایر کشورهای  تاثیر گذار باشند، به خوبی بیانگر این امر است.
نحوه تدریس در معارف افغانستان باید به جای استاد محوری به شکلی باشد که به مشارکت بیشتر دانش آموزان منجر شود. در سیستم فعلی که مبتنی بر نطق و لکچر استاد است, دانش آموز مجالی چندانی برای ابراز نظر و شرکت فعال در دروس پیدا نمیکند. نحوه تدریس باید به دو بخش تقسیم شده که به اساس آن نیمی از وقت کلاس را لکچر استاد تشکیل دهد و نیمی دیگر باید به شکل مباحث گروهی بین دانش آموزان و تحت نظارت استاد انجام شود. سیستم ارزش یابی فعلی نیز باید تغییر کند. این سیستم که مبتنی بر نمره است شاگرد را به جای اینکه به تفکر و تامل راجع به مباحث گفته شده در صنف سوق دهد, آنها را صرف به حافظان مطالب دروس مبدل میکند . سیستم ارزشیابی و نمره دهی نباید صرف بر امتحان نهایی یا میان سمستر خلاصه شود بلکه باید بخش اعظمی آن به اساس فعالیت های صنفی و گروهی (اعم از پروژ ه های گروهی, کنفرانس, تحقیق میدانی) باشد . این امر میتواند شاگرد را بطور عملی درگیر مطالب گفته شده در صنف نماید.

بعد محتوایی:
امروزه کشور ما با مشکلات و مسائل عمده ی دست به گریبان است و تا زمانیکه نتوان بر این مسائل و مشکلات فائق آمد ، فاصله کشور با کشور های دیگر در سطوح مختلف روز به روز بیشتر و بیشتر خواهد شد. باید این را بپذیریم که خشونت، جنگ، قوم پرستی، فساد مالی، تبعیض و ... بخشی از فرهنگ کشور تبدیل شده است و تا زمانی که این مسائل از فرهنگ عمومی ما رخ برندارد،‌ما قادر نخواهیم بود تا افغانستان آرام و با ثبات را تجربه کنیم. در این راستا یعنی از میان بردن این صفات و ویِژگی ها از جامعه افغانستان، نهاد تعلیم و تربیه افغانستان میتواند نقش تعیین کنننده را ایفا نماید. محتوای دروس باید با توجه به مسائل عمده کشوربصورت دقیق و کارشناسانه  تهیه و تنظیم گردد. یعنی محتوای کتاب ها باید بگونه تهیه شود که  در دراز مدت به دوری و اجتناب از این قبیل رفتارها و اعمال در شاگردان منجر شود و به جای آن ارزش هایی همچون صلح ، احترام ، تساهل، سخت کوشی و... در همه شاگردن نهادینه گردد. از همین رو باید روی تک تک جملات کتاب های درسی بصورت حرفه ای و کارشناسانه تامل و بحث صورت گیرد.

بعد انسانی:
متاسفانه یک از علت های کارکرد نه چندان مناسب آموزش و پرورش درکشور نبود معلمان متخصص و مجرب است . آمار و ارقام نشان میدهد که به دلیل نبود معلم کافی , از خود شاگردان به حیث معلم برای صنف های پایین تراستفاده میشود . از این رو عزم و کوشش دولت نباید تنها محدود به افزایش تعداد مکاتب و یا شمولیت بیشتر شاگردان در آموزش شود بلکه با افزایش امتیازات و حقوق معلمین تلاش شود تا افرادی به حیث معلم جذب نظام آموزشی شوند که از لحاظ علمی در درجه بالایی از آگاهی و دانش  قرارداشته باشند. همچنان باید بین وزارت معارف و وزارت تحصیلات عالی همکاری جدی در امر  دارالمعلمین , بویژه در نحوه تدریس و مطالب درسی دارالمعلمین ها وجود داشته باشد تا  افرادی بحیث معلم  جذب نظام آموزش و پرورش  شود که از حداقل توانمندی در امر تدریس در مکاتب برخوردارباشند.

بعد سازمانی:
در بعد سازمانی وزرات معارف افغانستان مشکلات عدیده ای دارد . این نهاد ازآنجاییکه یک نهاد مهم وتاثیر گذار در کشور بشمار می آید و باید مبتنی بر شایسته سالاری و تخصص گرایی اداره شود, متاسفانه اسیر سیاست بازی های گروه های سیاسی و قومی شده است. از این رو در سازمان وزارت و کل نهاد آموزشی کشور باید تحول صورت گیرد به این صورت که تمام افراد باید براساس یک سییستم ارزیابی دقیق و با نظارت شخص وزیر(که خود نیزبه اساس شایسته سالاری نه قوم گرایی و جناح بندی سیاسی منصوب شده است) استخدام شوند و شایستگی و لیاقت اولین شرط استخدام این افراد باشد. همچنان به جای تمرکز گرایی , باید ریاست های معارف در ولایات تاحدودی در انجام امور خود مستقلانه عمل نمایند بطوری که برای امور کوچک نیازی به کسب اجازه و هدایت از مرکز را نداشته باشند. این امر میتواند در تسریع امور بسیار موثر باشد.



برنامه پنج ساله برای نظام تعلیم و تربیه افغانستان
نوشته محمد عرفانی – برای درس "جامعه شناسی تعلیم و تربیه " استاد ذکی
سیمستر چهارم جامعه شناسی سال 1390 – موسسه تحصیلات عالی ابن سینا

در ابتدا به آسیب شناسی آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیه درافغانستان می پردازیم .
آسیب شناسی آموزش و پرورش درافغانستان در چند بعد مختلف قابل بررسی است که از آن جمله اند:
-         سازمانی – منابع انسانی – محتوایی – روش شناختی و ...
نکته مهم برای تغییر وضعیت فعلی نظام تعلیم و تربیه افغانستان یا اصلاح آن این است که ابعاد مختلفی که در آسیب شناسی نظام تعلیم و تربیه یا آموزش و پرورش مد نظر قرار می گیرد با هم رابطه چند جانبه دارند . بعد سازمانی آموزش و پرورش بدون در نظر گرفتن بعد محتوایی و روش شناختی آن قابل اصلاح نیست و منابع انسانی نیز بدون اصلاح در بعد سازمانی و روش شناختی قابل بررسی علمی نمی باشد...