نویسندگان: ونا اس. لنکن و اگو جی. گیوبا
مترجم: محسن عصیان
پارادایم ها
پارادایم ها شاید یکی از اصطلاحات بسیار مورد اختلاف در پژوهش کیفی باشند. درحالی که برخی از
نویسندگان و روش شناسان این اصطلاح را برای نشان دادن مجموعه ای از روش ها یا روش شناسی ها استفاده می کنند (Tashakkori & Teddlie 2003 ) برخی های دیگر ادعا
می کند که این اصطلاح استفاده های متنوع دارد. برخی از نویسندگان اشاره می کند که توماس کوهن،
کسی که این اصطلاح را در ساختار انقلاب های علمی خود مورد استفاده عامه قرار داد (۱۹۶۲) خود این اصطلاح را
در بیشتر از ۲۵
جهت متفاوت به کاربرد...
نظریه کلی کوهن این بود که پارادایم ها تیوری ها یا مدل های مسلط بودند که توسط آنها علم پیشرفت کرده تا زمانی که آنها توسط تیوریها یا مدل های جدید و جامع تر یا هردوی شان جایگزین و مغلوب شدند. روهمان (۱۹۹۹:۲۹۵) پارادایم را به مثابه «یک الگوی ایده آل یا نمونه یا مثال که یک مدل قابل تقلید را فراهم کند » تعریف می کند. با وجوداین، یک رجحان در اینجا، تعریف فراهم شده توسط ریز(۱۹۸۰) و اتخاذ شده توسط لینکن و گیوبا (۱۹۸۵:۱۵) می باشد « یک مجموعه از عقاید بنیادی و متافزیکی … برخی اوقات در یک نظام افکار نهادینه می شود که یا ما را برخی داوری ها در باره طبیعیت واقعیت می دهد یا یک دلیل این که چرا ما باید با دانستن چیزهایی کمتر از طبعیت حقیقت خرسند باشیم، همراه با یک روش برای در برگرفتن هرچیز که قابل فهم باشد (ریز ۱۹۸۰:۳۵۲).»
نظریه کلی کوهن این بود که پارادایم ها تیوری ها یا مدل های مسلط بودند که توسط آنها علم پیشرفت کرده تا زمانی که آنها توسط تیوریها یا مدل های جدید و جامع تر یا هردوی شان جایگزین و مغلوب شدند. روهمان (۱۹۹۹:۲۹۵) پارادایم را به مثابه «یک الگوی ایده آل یا نمونه یا مثال که یک مدل قابل تقلید را فراهم کند » تعریف می کند. با وجوداین، یک رجحان در اینجا، تعریف فراهم شده توسط ریز(۱۹۸۰) و اتخاذ شده توسط لینکن و گیوبا (۱۹۸۵:۱۵) می باشد « یک مجموعه از عقاید بنیادی و متافزیکی … برخی اوقات در یک نظام افکار نهادینه می شود که یا ما را برخی داوری ها در باره طبیعیت واقعیت می دهد یا یک دلیل این که چرا ما باید با دانستن چیزهایی کمتر از طبعیت حقیقت خرسند باشیم، همراه با یک روش برای در برگرفتن هرچیز که قابل فهم باشد (ریز ۱۹۸۰:۳۵۲).»
تمایز میان تعاریف پارادایم ها به مثابه مجموعه ای از روش ها یا روش شناسی
ها و یک تعریف که تمام ایده ها را براساس مجموعه عقاید بنیادی و متافریکی
دربرگیرد، حیاتی است. به صورت عموم، روش
ها می تواند در خدمت هر مجموعه ای از عقاید در اندازه های کوچکتر و بزرگتر استفاده گردد. مجموعه ای از عقاید
متافزیکی هر چند به صورت نادر انتقال پذیر هستد، ( در همین حال روش ها
ممکن است مستقر گردد و دوباره مستقر شود) آنها هرگز فوری با
عقاید دیگری که با آنها در تضاد است معجون نمی گردد. این مجموعه از باورهایی است متمایل به نمایش داخلی پیوستگی و طنین . به این دلیل، بحث
های پارادایم ها به مثابه متافزیک علم، تمایل دارد که در بحث های هستی شناسی ( طبیعت حقیقت)، معرفت شناسی ( نظریه های دانستن و
نظریه های که طبیعت روابط میان فهم کننده و چیزی که باید فهمیده شود را احاطه می
کند)، اکزیولوژی ( نظریه ها در مورد که
چه چیز خوب در نظر گرفته می شود و چه چیز زیبایی های مناسب را برای یک پروژه یا رژیم
نهادینه می کند) و روش شناسی (بهترین طرزالعمل های
ضمنی برای دانستن) شامل گردد. به صورت فزاینده،
نظریه پردازان پارادایم نیز الهیات شناسی، یا تبیین اشیا مبتنی بر اهداف
و مقاصد آنها یا در اخلاقیات، براساس پیامد ها را تبیین می کنند.
پارادایم ها برای پژوهش های کیفی مهم است زیرا که آنها دو کارکرد
انتقادی را انجام می دهد. نخست، آنها به این امر اشاره می کند که روش های کیفی در خدمت یک پارادایم
استقرار میابد که آنها جایگزین برای مطالعات پوزیتوستی، تجربی و متعارف است. اکثرا پارادایم های
جایگزین، به عناوین پدیدار شناختی، تفسیری، قوم نگاری، ساختار شناسی، یا طبعیت گرایانه ارجاع داده می شود.
برخلاف مطالعات متعارف، اهداف این نوع مطالعات نه پیشبینی و نه کنترل است،
بلکه بیشتر تشریح ، فهم عمیق برخی از پدیدارهای اجتماعی یا ایجاد یک نظریه نمونه یا هرسه آن ها است. نظریه های نمونه
بیشتر از تحقیق تفسیری، پدیدارشناختی یا قوم نگاری پدید می آیندوبرعکس تیوریهای استقرایی، به ندرت زنجیره ای از علت های موثر در
متغیر ها ( عاملان ) را معین می کنند. به بیان دقیق تر،
نظریه های الگو درون مایه ها، ترتیبات، یا بازنمایی عناصر پدیداری که در مجاورت با یکدیگر قانونمند یا عادی شده اند را نظریه پردازی می
کند(Kaplan ۱۹۶۴). به طور مثال، شاخص های صحتمندی کمتر
از حدعالی ، غالبا در پیوستگی با فقر دیده می شوند. احتمال دارد که فقرخودش علت مریضی نباشد، بلکه شاخص های دیگر نزدیک و همردیف با
شرایط فقر - خانه سازی بدون
استاندارد، دسترسی محدود به مراقبت های صحی لازم، کمبود حمایت غدایی با کیفیت، و
امثال آنها- با همدیگر برای وقوع
زیاد شیوع مشکلات صحی مزمن در میان فقرای بیچاره کارمی کنند.
فقر، خودش به تنهایی یک عامل علی نیست، بلکه نشانگر گروهی از عوامل است که غالبا به صورت مشترک فعالیت
میکنند تا الگوی صحت وابسته به فقر را تشکیل دهند. دوم این که، چنانکه (Patton
۱۹۷۸) و دیگران تشریح کردند ، پارادایم ها درخدمت ایجاد «اقتصاد شناختی» می باشند. پاردایم هاجهانی
بینی ها هستند ، کلیتی از نظام های فلسفی هستند برای هدایت اینکه چگونه پژوهشگران در
باره واقعیت فکر می کنند و چگونه ممکن است واقعیت ها فروریزد، فهمیده شود یا وارسی گردد.
پارادایم ها همزمان هم مهیج (پیشنهاد دهنده برای این که چطور کسی ممکن است برخی از پدیدار یا واقعیت را درک کند) و هم
هنجاری هستند و ابزارهای مشروع و منطقی کشف واقعیت قابل فهم و
پذیرش را که توسط دیگر محققان هم باید همانند کشف شود تعیین می کنند. پارادایم ها هم به
مثابه چارچوب کاری متافزیکی و هم روش شناختی برای متخصصین جامعه پذیری در رشته های
مرتبط آنها کارآمد است و متعاقبا، متخصصین
رشته ای می توانند برخی از قسمت های پارادایم های شان را خوب بفهمند و برخی قسمت های دیگر ممکن است حسی باقی بماند.
پارادایم ها به صورت شناختی موثر هستند زیرا زمانی که پذیرفته شدند آنها ضرورت بحث های
معرفت شناختی یا روش شناختی ای که
هر زمان با مشکلات جدید رشته های دیگر خود را برای تحقیق می نمایاند منسوخ می کنند. پارادایم ها « قدرت ماندگار» جوهری دارند و در
نتیجه، فقط هنگامی که شواهد الزام آور یا قاطع گردد که پارادایم جدید بیشتر مفید است، جاگزین می گردند.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر