محسن عصیان دانشجوی جامعه شناسی
نخست برای فهم معرفت و امرقدسی به فهم سنت پرداخته میشود.
ایا سنت در تعارض و تقابل با مدرنیته قرار دارد و یا رابط این دو از نوع دیگر است.
سنت برگرفته از واژه ی لاتینی traditio است که در کلیسای کاتولیک به معنای آموزه های اند
که از دوره حواریون در طول چندین سده به هم انباشته شده و به ما رسیده اند. سیدحسین
نصر در تعریف سنت وامدار فیلسوف سنت گرا رنهگنون است. این مفهوم در اوایل قرن
بیست برای تمایز میان تجدد و سنت به میان
آمده است. سنت در کاربرد رنهگنون و شوان به معنای حقایق اداری دارای خاستگاه قدسی
و منشاُ وحیانی است. تفاوت ها در مفهوم ...
سنت های گوناگون وجود دارند، اما تمام سنت ها در یک امر متفقالقول اند که سنت به
معنای حقایقی است که سرچشمه معنوی دارد. در مفهوم سنت دو عامل حایز اهمیت اند، از
یک جانب حقایق ریشه و خاستگاه در نظام متعالی از رهگذر اشراف بودا، آیین هندو،
ادیان توحیدی دارند. عامل دوم این است که سنت همیشه مستلزم پیوستگی و انتقال است. در رویکرد بیان مفهوم
سنت، سیدحسین نصر به این دو عامل تکیه می کند. با این مبنی سنت در یک رویکرد
متعارف نه به مفهوم دین است، بلکه دین در درون و دل آن جای دارد. در این چارچوب میتوان
از هنر سنتی، موسیقی سنتی، پوشش سنتی، معماری سنتی، علوم سنتی و … که همهی آن ها از
حقایق مابعدالطبیعی به میان می آید، سخن زد. در دل سنت، قانون سنتی آشکار میشود
که همهی شوون زندگی جمعی انسان را تحت پوشش قرار میدهد.
سنت در این معنی، رو در روی تجدد گرای قرار میگیرد. سیدحسین
نصر تجددگرایی را نیز به مفهوم معاصر بودن نمی داند. وی باورمند است که تجددگرایی
به معنی نوع فلسفه و جهانبینی نسبت به جهان است. این فلسفه و جهانبینی نوع نگرشی
است که در دوره نوزایی شروع شده اند. زیرا عصر نوزایی و عقلگرایی است که حقیقت
مطلق و نهاییِ مطلق انسان را انکار کرده است. در تجددگرایی است که انسان جنبه مطلق
میابد و معرفت محصول عقل تجربی انسان قرار میگیرد. تجددگرایی به صورت آشکار و بیپرده
به این امر اشاره نکرده اند، اما هدف حقیقی تجددگرایی جز این نیست. در این عصر
عقل، منافع و اداراکات بشری را به معیاری برای واقعیت، معرفت و حقیقت تبدیل کرد. این
دگرگونی به این معنی است که امور سرمدی به جای امور زمان مند و گذرا پهلو زد. در
نگاه سیدحسین نصر، سنت از امرمقدس، نه از جنبه ثابتش و هم چنان از تجلیات شان مجزا
نیست. سنت با امور متحجر و انعطاف ناپذیر سرو کار ندارد. سنت به هرتمدن سنتی به
مثابه درختی مینگیرد که ریشه اش در زمین وحی پایدار و مستحکم است و شاخه هایش به
آسمان وصل است. سنت منکر این واقعیت نیست که اگر درختی زمستان سخت را پشت
سربگذارد، بهار آیند گلهای کمتری میرویاند و اگر زمستان خوبی داشته باشد، گلهای
بیشتری هم خواهد داد. این به این مفهوم است که شرایط و عوامل بیرونی بر آن تاثیر
میگذارد. اما مهم آن است که بدانیم، جای جای درخت از رهگذر شیرهی غذای با ریشه
ها در ارتباط اند. سنت نیز به همین شیوه سرتا سر زندگی را دربرمیگیرد و از این رو
حتی نمیتوان آن را به مقوله امور مقدسی فروکاست که امور دنیوی در برابر آن در
مقام امور قانونی و مستقل قرار گیرد. تمدن های سنتی امور مقدس و دنیوی را به یکسان
شامل میشود و آن چه ما سکولار مینامیم، بیرون از نظارت امور مقدس نیست و مقوله
سکولار کابرد حقیقی ندارد.
دانش سنتی
در مباحث مختلف سیدحسین نصر به مفهوم سنت و دانش سنتی
پرداخته است. وی از برجسته ترین فیلسوفان سنت گرای مسلمان و ارایه کننده معرفت و
امر قدسی است. وی معتقد است که فهم لفظ علم بیشتر در کاربرد انگلیسی آن محدود میشود،
بنابراین تعبیر دانش سنتی ممکن است تعارض آمیز باشد. علم، معرفتی در حال تغییر
نسبت به جهان مادی، بر اساس و بنیاد خردورزی اند، در صورت که سنت آن چه را که
اساتید معاصر شارح آن بوده اند و قبلا در بحث سنت نیز به آن پرداخته شد؛ به معنی
دانش تغییرناپذیر و معرفت به نظام اصیل اشاره دارد. در نگاه سیدحسین نصر سخن گفتن
از علم سنتی از این جهت به مثابه یک معرفت معنا دار است، که مابعدالطبیعه محض نیست
و هرچند علم به مثابه معرفت نظاممند به قلمرو خاص از واقعیت است، که از
تغییرناپذیریای که مشخصهی نظام اصیل است، جدا نیست. در تمام اشکال تمدن ها میتوان
معرفت قدسی یافت. این علم از مابعدالطبیعه، عرفان و یا علم برین و فرجامین متمایز
اند و از رهگذر شاکله های جهان شناختی که سرشت سنتی دارند، با اصول مابعدالطبیعه
مرتبط اند.
علوم سنتی از ابعاد حقوقی، اجتماعی و کلامی تمدن های سنتی
متمایز اند. در نگاه نصر بنیانگزاران دانش و معرفت به مفهوم ساینس نیز در تمدن های
مختلف ریشه های عمیق سنتی داشتند. وی اشاره می کند که در تمدن اسلام جریان اخوان
الصفا و تایوباوران کنفیسوسی بودند که در پیدایش ریاضیدان و یا کیمیا دانان مشهور
بودند. این دانش و علم به مفهوم مدرن ریشه سنتی دارند. در مقام بازشناسی علوم سنتی
از علوم جدید می توان از علم مقدس و نامقدس سخن گفت. در نگاه سنتی هیچ حوزه و
معقولی نیست که کاملا نا مقدس تلقی شود. عالم در این رویکرد مظهر اصل الهی است و
هیچ قلمرو وجود ندارد که بریده از آن باشد. علوم سنتی و مابعدالطبیعی و کیهان
شناختی متعلق به تمدن های سنتی به طور قطع علوم مقدسی هستند، از این حیث که برعلم
به ظهور، نه به عنوان حجاب، بلکه به مثابه نماد ذات الهی، یا به عنوان آیه خداوند
هستند. اما برخی از صاحب نظران به این عقیده اند که تمام دانش که در دامن تمدن ها
ظهور و معرفت بخش بوده اند، به معنی دانش مقدس نبوده اند. اما در بنیاد تمام دانش
های که به نحوی در دامن تمدن های سنتی تولد یافته اند، گرایشی به سوی امرقدسی دارند.
امر قدسی مقولهی دینی و معنوی بسیار سرشار دارد. بنا به
گفته اتًًًَََُّو امر قدسی همواره در ما حس احترام و هیبت را بر میانگیزد. اگر یک
مسیحی به درخت با نگاه مقدس و احترام می نگریست که در کلیسا به صلیب میدید، نگاهش
متفاوت می بود. همهای این مباحث که حتی از جانب دانشمندان محلد در بارهی تقدس
حیات و به ویژه تقدس زندگی انسان و نیز در باره لزوم حرمت نهادن به زندگی مطرح
است، در نظر بگیرید. این نوع اندیشیدن به لحاظ منطقی و از منظر علم مدرن یکسره بی
معنی است. این امر چیزی جانب داری و حمایت از عواطف و احساسات است. مقوله ای امر
قدسی در علم جدید فاقد هر معنایی است که در فرهنگ عامه معنی دارد. انشتین نیز گفته
بود، هنگام که عالم نگاه میکند به وی امر قدسی دست میدهد، هرچند این احساس برای
وی جنبه عاطفی داشته باشد. از نگاه امر قدسی این امر تنها احساسات نیست، بلکه پاره
ای از حقیقت چیزهاست. بر زبان آوردن حقیقت به معنای مابعدالطبیعی همانا بیان امر
قدسی است. ایده ای علم مقدس در اذهان بیشتر مردم گونه ای تناقض نما به نظر میرسد.
سیدحسین نصر بیان میدارد که در نگاه وی غرب به امر مقدس و دانش مقدس نیاز دارد. علم
تنها پژوهش دنیوی در باره طبیعیت نیست. می توان طبیعت را از دید منطقی و در عین
حال از منظر امر قدسی مورد پژوهش و مطالعه قرار داد. سیدحسین نصر تکثر ادیان و
گوناگونی این امر را در غنامندی و سرشاری امور مقدس میداند.
تفاوت اساسی دانش سنتی با دانش مدرن در این است که در دانش
سنتی امر نامقدس و امر صرفا انسانی همیشه حاشیهای و امر مقدس کانونی هستند، در
حال که در علم جدید امر نامقدس کانونی شده است. برخی از شهود و کشفیات که مبداء
الهی عالم را برملا میسازند، چنان در حاشیه واقع شده اند که برغم نظرهای استثنایی
برخی دانشمندان، ماهیت شان به ندرت بازشناخته میشود. علوم سنتی در جوهر، مقدس و
درعرض نامقدس اند. اما علم جدید جوهر نا مقدس دارد و تنها به صورت عرضی به صفت
مقدس عالم هستی وقوف دارد. علم جدید از خصلت انسان جدید به مثابه مخلوقی که حس امر
مقدس را از دست داده اند، کاملا سهیم اند. علوم سنتی بر دانش سلسله مراتبی نسبت به
هستی مبتنی هستند. در این بینش عالم مادی را فروترین ساحت واقعیت قلمداد میکند. عالم روانی ـ جسمانی که
علم جدید را به خود مشغول داشته است، در دیدگاه سنتی هم چون نمود و بازتابی از
اعیان ثابته نورانی نگریسته میشود،که به تعبیر شوان «تجسّد رویای روح عالم» بودند.
هدف علوم سنتی هیچ گاه نه صرفا سود جویانه، به معنای
امروزی آن، و نه به خاطر علم فینفسه بوده است. در دیدگاه سنتی انسان کلیتی متشکل
از روح، جسم و نفس اند، همه علومی که در تمدن های سنتی نشو و نما یافته اند، نیازی
خاصی از این کلیت را برآورده ساخته اند. بنابراین با هدف علم به خاطر علم به نحوی
که از چنین مفهومی که امروزه از علم برداشت و فهم شده اند در مغایرت قرار دارند. اما
در این صورت، این علوم به معنی که تنها برای بر اوردن نیازهای انسان که موجودی
صرفا زمینی تلقی میشود، به کار میرود، سود جویانه هم نبوده اند. علوم سنتی در
واقع سودمند و مفید اند، در صورت که نیاز های جسمانی و نفسانی انسان ها در نظر
گرفته شوند. در دیدگاه علوم سنتی هیچ تباین کاملی میان تفکر و عمل و یا سودمندی
وجود ندارد. علوم سنتی در عین حال که کاربردهای معین و روشن در زندگی انسان داشته
اند، بازتاب کننده جمال آن یگانه نیز است. علوم سنتی از نگاه بیرونی ممکن است بی
فایده به نظر اید اما از دیدگاه درونی حایز اهمیت اند. این علوم تامین کننده غذای
روح انسان اند.
زبان که دانش سنتی به وسیله آن بیان شده اند در طول اعصار
یکسان نبوده اند. برخی از سنن زبانی جنبه های اساطیری دارند و برخی دیگر از زبان
انتزاعی تر برخوردار اند که برای بیان حقیقت یگانه استفاده شده اند. معنی دار علوم
سنتی به این مفهوم است که از رهگذر زبان های نماد گرایی ساحت فروتری از واقعیت را
به سطوح فراتری مرتبط سازد. در نگاه دانش سنتی هرعلم، دانش محض نیست. بلکه آن ها
جلوه های نمادین واقعیاتی هستند که به نظام مابعدالطبیعی تعلق دارند. بدون آگاهی
از زبان نمادگرایی، حصول فهم کامل علوم سنتی ممکن نیست. سیدحسین نصر باورمند است
که در تمام تمدن های سنتی ارتباط تنگاتنگی با اصول اساسی سنت مورد نظر وجود داشته
است. خواستگاه اش همیشه الهی تلقی میشده است.
علوم سنتی در تمام تمدن های سنتی از تمدن مصر گرفته تا آزتک و مایا وجود
داشته و پرورش یافته است. صورت بندی های مفصل تر علوم سنتی که دست کم تا اندازه ای
تا به امروز باقی مانده اند، غالبا درمیان تمدن های شرقی نظیر تمدن های هندی و
اسلامی یافت می شوند. والاترین فایده علم
سنتی همیشه این بوده است که به عقل و ابزارهای ادارک کمک کنند تا جهان و در حقیقت
تمام مراتب وجود را، نه به عنوان واقعیات یا اعیان، بل به مثبابه آیینه های نگاه
کنند که سیمای معشوق کل را که همه چیز از او نشآت گرفته است و همه چیز از او ریشه
می گیرد را، باز تاب نماید.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر