اطفال کار در افغانستان
علی میرزایی
امروزه
یکی از مهمترین مسائل اجتماعی که گریبان گیر جوامع انسانی شده است، مسئله کار
اطفال است. اطفال کار در چند دهه اخیر به یکی از مهمترین مسائل پیش رو کشورها،
بویژه کشورهای درحال توسعه مبدل شده است. امروز در تعداد قابل توجه از کشورهای جهان شاهد حضور«کودکان کار» در خیابانها،کارگاهها، کارخانهها و...هستیم،جایی که آنها برای تامین
حداقل نیازمندی های زندگی خود و خانواده شان به کار های طاقت فرسا مشغولند. از نقطه نظر برخی صاحب نظران، کار کودکان و افزایش حضور آنها در گارگاه ها
نتیجه افزایش شکاف طبقاتی ، فقر و بیکاری در جامعه است.
بااهمیت
پیدا کردن این معضل، تلاش های گسترده جهانی بمنظور مقابله با پدیده رو به رشد
کودکان کار صورت گرفت که از جمله این تلاش ها میتوان به تصویب کنفوانسیون های بین المللی برعلیه کار کودکان اشاره
کرد. برای نمونه سازمان
جهانی کار برای بالا بردن آگاهی مردم درباره کار کودکان، استاندارد هایی را برای
حمایت کودکان کارگر وضع نمود . به اساس اخرین گزارش سازمان بین المللی کار، بیش از
246 میلیون طفل بین سنین 17-5 سال در
جهان به انواع کارها مشغول بوده که بخش
اعظم آنها یعنی در حدود 211 میلیون این اطفال در آسیا هستند.
سالها جنگ و نابسامانی و از بین رفتن
زیربناهای اقتصادی کشور، مسائل و مشکلات عدیده ای بر مردم کشورتحمیل کرد و در این
میان کودکان کشور از جمله آسیب پذیرترین قشر جامعه بودند که پیامدها و اثرات منفی
ان را به راحتی میتوان در کشور مشاهده کرد. افزایش بی سابقه کودکان کار در سال های
پس از شروع جنگ های داخلی به خوبی نمایانگر این مسئله است. اگرچه وضعیت کودکان در
افغانستان بعد از جنگ های داخلی و استقرار حکومت انتقالی و مرکزی دگرگونی های
زیادی را به خود دیده و بطور عموم وضعیت کودکان بهبود یافته است و تعداد کودکان
مکتب رونده، افزایش قابل ملاحظه ای داشته
است اما این بهبودی شرایط برای همه اطفال کشور به طور یکسان نبوده و هنوز شمار
زیادی از کودکان کشور هستند که از حداقل
نیازهای قانونی و انسانی خویش برخوردارنیستند. طبق اخرین تخمین های صورت گرفته از
هر چهار طفل(اطفال بین سنین 14-7) یک نفر کار میکند. علت های زیادی را میتوان برای
افزایش تعداد کودکان کار در افغانستان بیان کرد علت هایی همچون فقر، مشکلات
اقتصادی و از دست دادن سرپرست در جریان جنگ ها. بسیاری از خانواده ها را وادار
نموده تا برای گذارن زندگی خود از کودکان بحیث نان آور خانواده استفاده کنند.در
واقع کودکان وظیفه تامین مایحتاج اقتصادی بسیاری از خانواده ها را به عهده دارند،
این امر هم برای کودک و هم برای جامعه دارای پیامد های منفی مادی و معنوی بیشماری
است . کودکان از فرصت تحصیل بازمانده و جامعه را از داشتن نیروهای مسلکی و تحصیل
کرده باز میدارد .
در طول
این ده سال تحقیقات و گزارش های متعددی درباره وضعیت کودکان کار در کشور از سوی
نهاد ها، و سازمان های مختلف اعم از داخلی و خارجی انجام گرفته است اما با این
حال، یافته ها و آمارهای مربوط به کودکان
کار در هریک از این گزارش ها متفاوت است که این امر خود نشان دهنده ضعف این گونه از مطالعات بوده و همچنان بیانگر
این مطلب است که ما هنوز ازدرک صحیح و مناسب وضعیت کودکان کار در کشور ناتوان هستیم
آمارها و یافته های این گزارش ها اگرچه متفاوت است اما همه
آنها بیانگر وضعیت نگران کننده کودکان کار در کشور است. در صورتیکه این وضعیت ادامه پیدا کند بخش عظیمی
از کودکان کشور از فرصت های تحصیلی که هم برای دولت و هم برای جامعه جهانی مساله
نگران کننده محسوب میشود محروم خواهند شد این امر یعنی عدم برخوداری این کودکان از
فرصت های تحصیلی این نگرانی را مطرح میکند که نسل آینده کشور نتوانند ضرورت های
مورد نیازکشور را بویژه در بخش نیروی
انسانی تامین کنند زیرا یکی از فاکتور های
اساسی پیشرفت یک جامعه یا کشور، برخورداری از نیروی انسانی متخصص و ماهر است به بیان دیگر به هر میزانی که یک
کشور از این موهبت برخوردار بوده ، به همان میزان دامنه پیشرفت و ترقی در آن
گسترده تر خواهد بود. همچنان با توجه به جمعیت قابل توجه بیسواد در کشور، اهمیت این مسئله برای افغانستان چند برابر
میشود.این مسئله برای افغانستان چند برابر
میشود.

good .
پاسخ دادنحذف