"آن روز که روح پاک آدم به بدن
گفتند درآ نمیشد
از ترس به تن
خواندند ملائکان
به لحن داوود
درتن درتن درآ درآ درتن درتن "
(1)
در هر جامعه ای معیارهایی
برای پوشاندن خود وجود دارد. این معیارها از هنجارهایی نماینده گی می کنند که حدود
آزادی ما را برای دیده شدن درانظارعمومی تعریف می کند. معیارهای پوشش در هرجامعه به
افراد آن جامعه تذکر می دهد که ظاهر شدن در منظر عام به معنای درمعرض تماشا قرار دادن
خود است.این معیارها فرد را در معرض تماشای هم نوعانش می گذارد و نظارت بر سبک زندگی
او را با تنظیم رفتارهایش در لباس خود فرد آغاز می کند.
فرد با شکل پوشش
خود وارد نظام نظارت فرهنگی می شود تا نمادهای پذیرفته شده را با نمودهای مقبول جمع
مطابقت دهد. درآمدن فرد با پوشش خاص درفضای عمومی او را به طور نمادین وارد روابط هنجاری
می سازد؛ هر کسی با دیدن او می تواند به شکل تظاهر اجتماعی خود بیاندیشد و ظن و گمان
اش را در تعامل با دیگران در گستره علایق فرهنگی
جامعه بیاراید و بیازماید. این ظن و گمان فرهنگی دربرگیرنده مشترکات نمادینی است که
درنمود اجتماعی افراد پدیدار می شود و قضاوت های ما را درمورد ظاهر همدیگر تحت تاثیر
قرار می دهد.. پوشش بدن، از بدن فی نفسه که برای خود ما ویژه گی منحصر به فرد دارد
بدنی همگانی می سازد.این بدن همگانی محتوای معنوی تعامل جسمانی را به عناصر فرهنگی
جامعه پیوند می دهد.
معیارهای پوشش که
همعنان هنجارهای اخلاقی جامعه بدن شخصی را به بدن همگانی منتقل می کند، تعیین می کند
که حدود برهنگی در فضای عمومی چگونه است. هر کسی که از حدود برهنگی پا فراتر بگذارد
فردی منحرف به شمار می رود. دروضعیت هنجاری که هر کس با بدنی همگانی خود را می پوشاند،
برهنگی فرد منحرف به معنای ضدیت با شرایط همزیستی دیگران تلقی می شود. بدن های همگانی
در پوشش فرهنگی خود، اخلاق اجتماعی را در الگوهای خاص تعامل جسمانی معنادار می یابند.انتظار
می رود بدن شخصی فرد، همانگونه که به بدن همگانی منتقل شده است، به ساحت شخصی بازگردد.
برای فرد هنجاری تعامل روزمره با دیگران در بدن همگانی اش بدون طی مسافت درمحیط عمومی
برای رسیدن به قلمرو خصوصی ناممکن است. خانه می تواند آن پناهگاهی باشد که بدن همگانی
را تحویل می گیرد تا بار دیگر شخص در مدار شخصی برهنگی اش، از خود پذیرایی کند. اما
چه قانون ها و قواعدی فاصله میان بدن همگانی و بدن شخصی را پر می کنند؟ چه نزاکت ها
و آدابی در فاصله بین فضای عمومی و فضای خصوصی وجود دارد؟ به هر حال جامعه برای عادی
کردن شرایط همزیستی افراد با یکدیگرقراردادهایی را تائید می کند که بقای قوانین و قواعد
و آداب و نزاکت های فاصله انداز میان آنچه همگانی و آنچه شخصی شمرده می شود را ممکن
می سازند.
بنا براین نظارت
بر طرز پوشش افراد جامعه برای عادی کردن شرایط همزیستی اقدامی است که به صورت دسته
جمعی انجام می شود. با حفظ معیاری مشترک برای پوشش بدن، همگان می توانند برهنه منحرف
را تشخیص بدهند. معیارهای پوشش، هر فرد را در پستوی روابط اجتماعی اش تحت نظارت بدن
همگانی قرار می دهد تا خود تعریف کننده بدن خصوصی باشد. اما بدیهی است که صرفا پوشاندن
اعضای بدن نمی تواند مانع رفتار انحرافی یا غیرهنجاری شود. چگونه میتوان از رفتار غیر
هنجاری جلوگیری کرد؟ آیا می توان با اعمال قوانین سختگیرانه برای پوشش بدن شخصی افراد،
بدنی همگانی فرمانبر و مطیع ساخت و پرورد؟ این بدن همگانی چه وظایفی را می بایست برعهده
گیرد؟
با نگاه کردن در
جوامع گوناگون و بررسی معیارهای پوشش افراد می بینیم هر جامعه ای حتی جوامع بدوی از
معیار پوشش برخوردارند. همچنان درمیابیم که معیارهای پوشش برای رسیدن به اهداف مختلف
تعیین میشود و توسط قوانین و قواعد اجتماعی اعمال می گردد. سختگیری برای اعمال پوشش
معیاری را مخصوصا در کشورهای انکشاف یافته می توان مشاهده کرد؛ در آن جوامع پوشیدن
لباس رسمی برای کارمندان ادارات و موظفین در کسب و کارهای مختلف از شئون مهم فرهنگ
اجتماعی شمرده می شود. رعایت معیارهای پوشش وسیله برقراری نظم نمادین است. پس می توان
این سوال را پرسید که در عقب این نظم نمادین که اجبارا برقرار می شود چه اهدافی معین
شده است؟ آیا اهدافی که در عقب نظم نمادین بدن های همگانی قرار دارد با اعم اهداف ما
در زندگی جمعی رابطه مفید برقرار می کنند؟ درجوامع انکشاف یافته سبک پوشش افراد ارتباط
مستقیم با وظیفه ای دارد که ایشان را مشغول می دارد. پوشش افراد در این جوامع معرف هویت ایشان در موقعیت اجتماعی که اشغال کرده
اند، است.در حال حاضر باتوجه به توسعه معیارهای جهانی، پوشیدن یونیفورم برای افراد
در موقعیت های شغلی تقریبا در همه جا معمول شده است. اما در جوامع انکشاف یافته که
دیموکراسی های نمونه جهان را برپا ساخته اند، مردم در ایجاد سبک ها و تعیین معیارهای
پوشش از آزادی سلیقه ای هم برخوردارند. در این گونه جوامع، معیارهای پوشش از یک سو
به هویت بخشیدن افراد در موقعیت های شغلی شان کمک کرده است و از سوی دیگر حوزه عمومی
در چارچوب کارکرد اخلاق عمومی، بدن خصوصی را برای انتخاب سبک پوشش خود آزاد می گذارد.
به نظر می رسد حساسیت
های فرهنگی ما در برابر طرز پوشش یکدیگر نمی تواند فارغ از کارکرد پوشش توجیه شود.
طرز پوشش ما به غیراز آنکه معرف تعلقات مذهبی یا ملی ماست بیانگر مطلوبیتی است که بدن
شخصی از بدن همگانی اش دارد. بدن شخصی ما با تکیه بر میزان مطلوبیتی که در بدن همگانی
دارد، فردیت ما را به حیث عضو جامعه تامین می کند. بنا براین اگر تظاهر افراد در پوشش
همگانی صرفا نماینده اجباراجتماعی برای تحمیل عناصر فرهنگی نباشد، حوزه خصوصی با حوزه
عمومی وارد تعامل معنوی خواهد شد. ما برای آنکه درمورد میزان پوشیده گی و برهنگی خود
تصویری پیدا کنیم، نیازمند تعامل حوزه خصوصی با حوزه عمومی هستیم. اگر بدن شخصی ما
بتواند بنا بر مطلوبیت وجدانی با بدن همگانی تعامل داشته باشد، خواهد توانست تامین
کننده هنجارهای اجتماعی باشد. اما اگر درفاصله میان بدن خصوصی و بدن همگانی،شرایط و
امکانات ظهوریا نمود اجتماعی ما تائید کننده مطلوبیت فرهنگی امر هنجاری نباشد، تبعیت
از دیگران مبنایش همان همرنگی برای پرهیز از رسوا شدن است. همرنگی برای پرهیز از رسوایی،
رویه ای فرهنگی است تا رضایت مندی خود به حیث عضو جامعه را در تظاهرات جمعی معنا و
تحلیل کنیم. مردم جامعه سنت گرای ما درپوشش این رویه فرهنگی نسبت خود را با بدن شخصی
و بدن همگانی تعریف می کنند. آنها سبک پوشش خود را درپیوند جاودانی با امر قدسی ارزیابی
می کنند وتقلید و تکرار سنت های عنعنوی رفتار را به حیث الگوی اصلی بقای نسل گرامی
می دارند. با توجه به این مبانی، طرز پوشش در دایره مفاهیم عقلی ما جایگاه مهمی یافته
است. معیار پوشش در این جامعه با تعبیرحجاب شاخه گستر شده است و قضاوت های اخلاقی معینی
را شکل داده است. این معیار به هر کسی امکان قضاوت در مورد چند و چون برهنگی درفضای
عمومی را می دهد. با این وصف آنچه برهنه است هنوز نتوانسته پوشش شایسته خود را دراین
جامعه پیدا کند. اگر هدف اصلی حجاب برای مردم جامعه ما بوجود آوردن احترام اجتماعی
باشد، ما دچار انحراف مسیرهستیم. زیرا ما هنوز نتوانسته ایم تحریم آزادی افراد توسط
حجاب را به حریم تظاهرات اجتماعی که درآن بدن خصوصی تامین کننده بدن همگانی است، پیوند
بزنیم.
-----------------
1- امیر خسرو بلخی
.jpg)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر