۱۳۹۴ شهریور ۱۵, یکشنبه

خلاصه ای از نظریه مبادله در کتاب "تفکر نظری در جامعه شناسی" اسکید مور : فصل چهارم

توسط محمد عرفانی


پیدایش نظریه مبادله در دهه 1940 و توسعه آن در دهه 1950 فصل دیگری را در مناقشه مداوم درباره روش نظری مناسب برای تصویر کردن فرد درجامعه باز کرد، مسئله ای که اولین بار در شکلی جدید با فرارسیدن عصر صنعت مطرح شد.
نظریه مبادله درجامعه شناسی برمبنای مجموعه ای از اصول اساسی استخراج شده از نحله های فکری موافق و مکمل ( فردگرایی ، روانشناسی تجربی و فلسفه لذت جویی ) به تبیین مسنجم و عملی نظم اجتماعی میپردازد.

    فردگرایی اقتصادی: توجه به اقصاد بازار در قرن های هجدهم و نوزدهم موجب شد تا برمفهوم مبادله تاکید شود و فکر فرد کاملا آزاد در مرکز اندیشه اجتماعی قرار گیرد. بعدها صورت متداول نظریه تکامل نیز تنازع بین افراد یک نوع در یک محیط محدود را مورد تاکید قرار داد.
  روانشناسی تجربی: این مکتب بر رفتار ملموس افرادی خاص یا غالبا رفتار حیوانات آزمایشگاهی تاکید می کند و دیدگاهی فردگرایانه را با تاکید قابل ملاحظه بر مفهوم انگیزه – اشتیاق ظاهری افراد برای عمل به دلایل خاص خودشان – ترکیب کرده است. این نکته به طور تلویحی به این معناست که با دخل و تصرف در محیط به ویژه امور پاداش دهنده و ترکیب کننده می توان کنش های افراد را شکل داد ، برآنها نظارت کرد و در نتیجه آنها را پیش بینی نمود.
  لذت جویی: به عنوان یک فلسفه می پذیرد که افراد قابلیت تمییز بین لذت و رنج را دارایند و به طور طبیعی همیشه              می کوشند از رنج بپرهیزند و به دنبال لذت باشند.

واحد تحلیل :
واحد تحیل نظریه مبادله فرد است ؛ موضوع اصلی در تبیین نظم، فرد است. در نظریه مبادله گروه ها به عنوان ابزاری برای تحقق هدفهای اعضایشان در نظر گرفته می شوند.

مفاهیم اصلی :

1-      انگیزه: نظریه مبادله براین فرض استوار است که افراد آرزوها و هدفهای شخصی روشنی برای خود دارند. هرکسی ممکن است به چیزهایی نیاز داشته باشد اما این نیازها هدفهای مشترک نیستند.
2-      سود: کنش فرد در خلاء صورت نمیگیرد؛ هر کسی در ازای آنچه می گیرد چیزی باید بدهد. مفهوم "هزینه" از همینجا درنظریه مبادله اهمیت می یابد.
3-      اراده گرایی: نظریه مبادله رفتار روزمره را پاسخی به خواست و محاسبه فردی می داند و براین اعتقاد است که کنش گران در انتخاب های خود از آزادی زیادی برخورداند.
4-      تائید اجتماعی: درنظامهای مبادله انسانی اهمیت آشکار تائید به عنوان یک ارضاء کننده یا یک انگیزه عمومی مطرح               می شود. قویترین پاداداش مشترک را تائید اجتماعی می دانند.

ارزش نسبی است : پاداشهایی مهمتر تلقی می شوند که به طور نسبی ارزشمند ترند.


تبیین گروه :
دریافت کننده امتیازات گروه همواره شخصی است که بیش از همه خود را با ظوابط و معیارهای گروه منطبق می کند.
مفاهیم فرعی :
تعهد به گروه ، هنجارها و ظوابط ، میزان رضایتمندی ، میزان علاقمندی و ..
• نظریه پردازان مبادله با استفاده از مفاهمیم اصلی این نظریه چارچوب های نظری را که با مفاهیم فرعی مفصل بندی شده اند ارائه می کنند. تلاش هریک از نظریه پردازان مبادله ارائه چارچوب نظری مناسب برای تبیین مبادله به عنوان الگوی اصلی کنش انسانی است. هومنز، تیبوت و کلی ، بلا و لانگابو از جمله نظرپردازان نظریه مبادله اند:

-        گزاره های هومنز : " گزاره محرک " ، " گزاره موفقیت " ، " گزاره ارزش " ، " گزاره محرومیت – سیری " و " گزاره پرخاشگری – تائید " .
هومنز بنا براین گزاره ها معقتد است که بین رفتارها و احساس های قابل مبادله باید یک نرخ مبادله برقرار کنیم . درکل سرمایه گذاریهای یک شخص در یک مبادله که براساس تلاش ، تعهد ، زمان و جز اینها محاسبه می شود باید با آنچه در ازای آنها دریافت می کند نسبت مستقیم داشته باشد. ایده توزیع عدالت دراین چشم اندازه ملاحظه می شود.
در واقع گزاره های هومنز امکان استنباط منطقی را برای ارائه فرضیه های جدید پیشنهاد می کند. هومنز در کتاب " رفتار اجتماعی" خود حداقل 23 فقره از این فرضیه ها را ارائه می دهد.
نهاد از نظر هومنز :
او در ارتباط با با نهادها می گوید که باید خزانه اساسی و مشترکی از طبیعت انسانی وجود داشته باشد که سبب شود برخی از عواطف و نیاهزها ثابت بمانند. هومنز بنیادهای طبیعت انسانی را " پاداشهای اولیه " می نامد. اما به گفته هومنز این بنیادها را نمی توان علت رشد خود نهادها دانست چون همه مردم به این تمایلات باطنی پاسخ نمی دهند. هومنز دراینجا به پاداشهای عمومی مانند تائید اجتماعی و پول می اندیشد که همانا " پاداشهای ثانویه " اند.

-          مبادله و روانشناسی اجتماعی گروه ها؛ تیبوت و کلی > ماتریس رفتار
آنان می پندارند که اگر بتوانند گروه دو نفره را به طور نظری ترسیم کنند متعاقبا خواهند توانست این نظریه را به روابط بزرگتر و پیچیده تر اجتماعی نیز بسط دهند . تیبوت و کلی فرض می کنند که " تعامل تنها زمانی ادامه می یابد که معلوم شود نتایج رفتار با معیارهای مقبولیت که این دو نفر درسایر روابط به آن دست یافته اند مطابقت می نماید" . روابطی که متضمن به حداکثر رسیدن بازده باشد، درنهایت برقرار و تثبیت می شوند؛ کارهایی که ما انتظار داریم مردم انجام دهند زمانی قابل پیشبینی می شود که آنان در وضعیت مورد نظر شرکت داشته باشند و مستقیما از تحلیل پاداش و هزینه قابل پیشبینی نیست.

-          مبادله و قدرت: استفاده بلا از اصول مبادله ؛ عدم تعادلها و نابرابریها
بلا می کوشد جزئیات شیوه تثبیت مبادله توسط ساختارهای اجتماعی را دریابد و درعین حال به تشریح این نکته می پردازد که چگونه این شیوه مولد نیروهای مخالفی می شوند که درنهایت مبادله های تثبیت شده را تغییر می دهند.
"منهنی بی تفاوتی " :
بلا برای تببین جامعه شناختی مبادله از " نظریه قیمت ها" در علم اقتصاد استفاده می کند و برای انجام دادن این کار به مفهوم " تحلیل نهایی " یا " واحدهای اضافی " می پردازد؛ این تحلیل می گوید به جای کوشش برای تعلیل ارزش یک فعالیت، باید تاثیرات داشتن واحدهای اضافی از آن فعالیت را مورد مقایسه قرارداد.


-          مقولات لانگابو: لانگابو کوشید تا مجموعه ای از طبقه بندیهای استندارد را به عنوان رهنمای مشاهده مبادله ها تدوین نماید. لانگابو درباره شیوه های انجام مبادله ها ، مجموعه های از مقولات را ارائه می دهد که اتکای زیادی برعقل سلیم دارد؛ این مقوله ها عبارتند از : " جستجو کردن " ، " عرضه کردن " ، " محروم کردن " ، " پذیرفتن" .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر