تحلیل فیلم " به همین ساده گی "
فیلم به همین ساده گی روایتگر زنده گی یک زن است
که اززنده گی خود احساس نارضایتی می کند . شوهر این زن یک مهندس است ٰو آنها دو
فرزند دارند . او زن جوانی است که از وضعیت زنده گی مطلوبی برخوردار است. آنها در
یک آپارتمان زندگی می کنند و همسایه ها او را دوست دارند...
او نیز همسایه گانش را دوست دارد و علی رغم آنکه
یک شخص مذهبی است و برای تصمیم گرفتن در مورد یک مسئله ساده تلاش می کند تا توسط
یک شیخ برای خود استخاره بگیرد، رفتار اجتماعی بازی دارد و به ساده گی با انسان
های اطرافش ارتباط برقرار می کند. او حتی وقتی یک روز در فروشگاه با مرد مجرد
همسایه اش روبرو می شود و شکایت او را در مورد ماکارونی با فروشنده می شنود، توصیه هایی درمورد روش پخت ماکارونی می کند و
چای خوشطعم تر را به جای چایی که مرد خریده پیشنهاد می کند.این زن با آنکه به کارهای خانه و دو کودک خود رسیده گی می
کند ، به کلاس شعر می رود .باری او یک زن اجتماعی وروشنفکر است . او روز طولانی
را که در آن شوهر محبوب اش را دیده نمی تواند با سعی به سرودن یک شعر آغاز می کند.
اما او دچار مشکلی است که نه فرزندان و نه شوهرش قادر به فهمیدن اش نیستند . او
زبان بیان ندارد . او یک زن اصلا ترک زبان است که با یک مرد خراسانی زبان ازدواج
کرده و حالا زبان فارسی را به لهجه نسبتا تهرانی حرف می زند. او زبان بیان ندارد.
زیرا پیوند ش با دنیای بنیادی اش بریده شده است . حتی برادرش که با او حرف می زند
ترک لهجه ای است که فارسی حرف می زند . با رفتار مهربانانه ای که او با فرزندان اش
دارد توانسته آنها را در فرایند اجتماعی شدن پشتیبان و یاور باشد اما خودش
درمیان همه ویژه گی های برجسته ای که در
جامعه دارد ، دچار مشکل بیان است . هوس ، چیزی است که در زیر پوست این زن می دود
اما درون ریز می شود . زن درپایان روزی که روز تولد شوهرش است نمی تواند کیکی را
که برای شوهرش سفارش داده به او بخوراند، زیرا بچه ها قبلا آن را خورده اند. زن
نمی تواند پس از ساعت ها انتظار وقتی
شوهرش به خانه برمیگردد حرف دلش را به مردش بگوید ، زیرا حرف های او در زیر بیانات
مرد درمورد موفقیت و مشکلات کاری ناچیز می
شود و حتی هدیه ای که به مناسب سالروز تولد او خریده در زیر هدیه ای که همکار مرد
برایش خریده پنهان می ماند .در تمام روز فقط دوبار از بنیاد ترکی او حرفی به میان
می آید که یکبار برای خواباندن دخترش بصورت نقل یک خاطره از پدر بزرگ است و دیگر
بار بصورت شوخی از زبان شوهر زن در مورد
غذای شام شنیده می شود.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر