۱۳۹۰ بهمن ۱۷, دوشنبه


تحلیل فیلم " پیانو "
محمد عرفانی
فیلم پیانو با بیانی هنری مدافع سعی عاشقانه برای رسیدن به سعادت است که بر هنجارها و آداب و رسوم عادی جامعه غلبه می یابد . اما به طور خاص این فیلم در مورد سعی عاشقانه یک زن برای رسیدن به یک خانه و خانواده امن در دورانی است که هنوز زنان از حقوق مدنی برخوردار نیستند و مردان در مورد آنها تصمیم می گیرند ...

این زن که شوهرش و توانایی حرف زدن را در یک حادثه از دست داده یک پیانیست است ولی  کسی برای هنر او ارزشی را که شخصیت او می طلبد قایل نیست . آنکسی که به او طعم عشق را می چشاند مردی است که در قدم اول زن و پیانو را به گروگان گرفته است . او کلید به کلید به بدن زن دست می رساند و بالاخره درحالی که هنوز یک کلید بین آن دو مانده است ، پیانو را برای زن می فرستد . آیا این حرکتی است از سر دلسوزی و یا برای تحریک زن ؟ دراینجا فرقی نمی کند . کلید آخر به قیمت انگشت زن از جایش کنده می شود . زن بستر عشق خود را با از دست دادن یکی از انگشتانش در می یابد . اما زن از کار خود پشیمان نیست زیرا به  ابزار کار خود وابسته است و تصمیم نهایی اش را برای ادامه زنده گی با معشوق در عمق آب با پای بسته اش به پیانو می گیرد . سعی عاشقانه زن برای یافتن خوشبختی یک خانه و خانواده نه سعی ذلت بار بلکه سعی پر غرور است که به زنده گی معنا می بخشد .خیانت به شوهر از راه زنا ، خیانت به ناموس زنده گی نیست بلکه تنها شکستی در سعی عاشقانه است که ممکن است و می تواند به سربلندی عاشقانه بینجامد . در صحنه پایانی درحالی که  زن پارچه ی سیاهی  روی صورت اش انداخته بردیوار خانه انگشت می کشد و سعی می کند تا حروف را بار دیگر به زبان بیاورد ، او در مسیر گردش اش بدن معشوق را می یابد که عاشقانه همراه سعی او برای بهبودی و باروری است . پشتیبان زن دراین سعی عاشقانه صدای دختر خردسال اوست که راوی داستان است. روایت دختر خردسال از داستان ، کلان روایتی است که بر بی گناهی و معصومیت عشق انسانی صحه می گذارد .
فیلم پیانو بر این نکته انگشت می گذارد که ساختن خانه و خانواده سعادتمند  کار مشترک زن و مرد است . زن و مرد نمی توانند یکطرفه در مورد خانه و خانواده تصمیم بگیرند . آنها حتی اگر بخواهند نمی توانند که یکطرفه قضاوت درستی از واقعیت ها و حقایق داشته باشند. فیلم براین نکته انگشت می گذارد که علی رغم آداب و رسوم و قواعد و قوانین حاکم در جامعه ، هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند انسان را اسیر خود سازد . عشق سرکش و رستگاری بخش از راه می رسد و بنیادهای اجتماعی را در جستجوی مدعای خویش زیر و زبر می سازد . فیلم براین نکته انگشت می گذارد که آداب و رسوم و قواعد و قوانین حاکم در جامعه دست ساخته انسان ها هستند و انسان ها هستند که براشیا و محیط پیرامون  خود ارزشگذاری می کنند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر